روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٩٨ - فصل چهارم در فضيلت توكل و رضا
مىخيزد و نسبت به خود بغض [مى] دارد و به خود عتاب مىكند و اگر او را بازگذارم به آنچه مىخواهد از عبادت من، داخل دل او خواهد شد به سبب آن عبادت عجب و خودبينى؛ و عجب او را مفتون به اعمال خود خواهد ساخت و به او خواهد رسيد آنچه باعث هلاك دنياى او باشد به جهت عجب او به اعمالش و خشنودى او از نفسش، تا آنكه گمان كند كه او فايق است بر جميع عابدان و گذشته است در عبادت خود از حدّ تقصير.
پس، دور مىشود از من نزد آن حال و او گمان مىكند كه به من نزديك مىشود. پس، تكيه نكنند عملكنندگان بر اعمالى كه مىكنند جهت ثواب من. پس، به درستى كه ايشان اگر جهد كنند [٧٥ ب] و تعب فرمايند نفسهاى خود را و عمرهاى خود را در عبادت من، خواهند بود مقصّر و نخواهند رسيد به كنه عبادت من در آنچه طلب مىكند نزد من، از كرامت من و از نعيم بهشت من و درجات بلند در جوار من؛ و ليكن به رحمت من اعتماد كنند و به فضل من خوشحال باشند و به حسنظنّ به جانب من آرام گيرند. پس، به درستى كه رحمت من نزد آن تدارك ايشان مىكند و عطاى من مىرساند ايشان را به رضوان، و خشنودى من و مغفرت من مىپوشاند به ايشان عفو مرا. پس، به درستى كه من اللّه رحمن رحيمم و به اين مسمّايم.» و آن حضرت فرموده كه، «احقّ خلق به تسليم قضاى الهى كسى است كه شناسا باشد به خداى تعالى؛ و هركه راضى شد به قضا، مىآيد بر او قضا و اجر او عظيم مىباشد؛ و هركه ناخشنود باشد از قضا، قضا بر او مىگذرد و نيست مىكند خداى عز و جلّ اجر او را.»
و احاديث در باب فضيلت توكّل و رضا بسيار است، و توكّل كار به كسى بازگذاشتن است و مراد در اين مقام آن است كه بنده در كارى كه خواهد كند يا امرى كه پيش او آيد، چون مىداند كه خداى عز و جلّ از او به وجوه آن كار داناتر است و بر كردن خير و مصلحت تواناتر، بلكه توانايى حقيقى مخصوص اوست، و به بنده مشفق و مهربان است و خير و صلاح بنده را مرعى مىدارد و از او هيچ لطفى دريغ نمىدارد، كارها به او گذارد تا چنانكه او تقدير كرده بكند و بسازد و پيش خود بگويد كه چنين مىبايد يا چنان مىبايد، بلكه تفويض به او كند. و بايد كه تأمّل كند كه در اوّل حال نطفهاى بود ناخوش، خداى عز و جلّ به محض لطف و مهربانى او را از آن حال به حالى بهتر گردانيد و از آن حال نيز به حالى