روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٩٧ - فصل چهارم در فضيلت توكل و رضا
سؤال اجابت نكنم سايل خود را. آيا بخيلم من؟ پس، بخيل قرار مىدهد مرا. آيا نيست جود و كرم از من؟ آيا نيست عفو و رحمت به دست من؟ آيا نيستم من محلّ آرزوها؟ آيا شرم ندارند آرزوكنندگان از آنكه آرزو كنند از غير من؟ پس، اگر اهل آسمانهاى من و اهل زمين من همگى آرزو كنند، پس من بدهم به هركدام مثل آنچه همه خواستهاند. كم نمىشود از ملك من مثل عضو ذرهاى و چگونه كم شود ملكى كه من قيّم آن باشم؟»
و حضرت صادق ٧ فرموده كه، «سر طاعت خداى عز و جلّ صبر است و خشنود بودن از خداى عز و جلّ سر طاعت خداست. و هركه صبر كند و خشنود باشد از خداى عز و جلّ در آنچه قضا كرده بر او در آنچه محبوب و مكروه او باشد، قضا نمىكند خداى عز و جلّ جهت او، الّا آنچه خير اوست.» و حضرت صادق ٧ فرموده كه، «داناترين مردم به خداى خشنودترين ايشان است به قضاى خدا.
و آن حضرت فرموده كه، «تعجّب دارم از امر مسلم كه قضا نمىكند خداى عز و جلّ جهت او امرى، الّا آنكه خير است جهت او. اگر او را پارهپاره كنند به مقراضها، خير او در آن است؛ و اگر مالك مشارق و مغارب زمين شود، خير او در آن است.»
و از حضرت امام محمّد باقر ٧ منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرموده كه، «خداى عز و جلّ فرموده كه، به درستى كه از بندگان مؤمن من بندهاى چند هستند كه به صلاح نمىباشد جهت ايشان امر دين ايشان، الّا به توانگرى و فراخى و صحّت بدن. پس، انعام مىكنم به ايشان توانگرى و فراخى و صحّت بدن. پس، به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان. و به درستى كه از بندگان مؤمن من بندگانند كه به صلاح نمىباشد امر دين ايشان، الّا به فاقه[١] و مسكنت و بيمارى در بدن. پس، مبتلا مىسازم ايشان را به فاقه و مسكنت و بيمارى. پس، به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان. من داناترم به آنچه به صلاح مىباشد بر آن امر دين ايشان، و به درستى كه از جمله بندگان مؤمن من كس باشد كه جهد مىكند در عبادت من. پس، برمىخيزد از خواب و سر برمىدارد از بالين لذيذ. پس، جهد مىكند شبها و در تعب مىدارد نفس خود را در عبادت من. پس، غالب مىسازم بر او خواب را يك شب و دو شب از روى لطف. پس، مىخوابد تا صباح؛ آنگاه، بر
[١] - نيازمندى و تنگدستى.