روضة الأنوار عباسى (در اخلاق و شيوه كشوردارى) - محقق سبزوارى - الصفحة ١٩١ - فصل اول در ذكر فضيلت عدل
|
پنداشت ستمگر كه ستم با ما كرد |
در گردن او بماند و بر ما بگذشت |
|
و فرموده: «اذا بنى الملك على قواعد العقل و دعم بدعايم العدل نصر اللّه مواليه و خذل معاديه» يعنى: «هرگاه پادشاهى بناى او براساس عقل باشد و محكم به ستون عدل باشد، يارى داده خداى عز و جلّ دوستان آن ملك را و مخذول ساخته دشمنان آن را». و فرموده: «بالسّيرة العادلة يقهر المعادى.» يعنى: «به سيرت عدل مغلوب مىشود دشمن». و فرموده: «يا غاية الملهوف يكون لك من عقاب اللّه حصن.» يعنى: «به فرياد رسى و دادرسى استغاثهكننده صاحب حسرت مىباشد تو را از عذاب الهى حصن و حصار». و فرموده: «شيئان لا تسلم عاقبتهما؛ الظّلم و الشّر. و شيئان لا يوزن ثوابهما: العفو و العدل.» يعنى: «دو چيز است كه عاقبت آن سلامت نيست: ظلم و شرّ؛ و دو چيز است كه ثواب آن به وزن درنمىآيد: عفو كردن از مجرم و عدل كردن». و فرمود: «ظاهر اللّه سبحانه من ظلم العباد.» يعنى: «با خداى عداوت و معارضت كرده هركه ظلم بر بندگان او كرده».
و فرموده: «ظلم المرء يوبقه و يصرعه.» يعنى: «ظلم آدمى او را هلاك مىكند و مىاندازد» [و فرموده:] «ظلامة المظلومين يمهلها اللّه و لا يهملها.» [يعنى:] «دادرسى مظلومان را خداى عز و جلّ امهال مىكند- يعنى، مهلتى و صبرى مىدهد- و ليكن اهمال و ترك نمىكند.» و فرموده: «زكوة السلطان اغاثة الملهوف و زكوة النعم اصطناع المعروف» يعنى: «زكات پادشاهى فريادرسى استغاثهكننده يا حسرت است و زكات نعمتهاى خداى عز و جلّ بذل كردن و احسان است». و فرموده: «سبع اكول حطوم خير من وال ظلوم غشوم.» يعنى: «درنده، كه شير باشد، بهتر است از واليى كه ظلمكننده باشد». و فرموده:
«شرّ الأمراء من كان الهوى عليه اميرا.» يعنى: «بدترين اميران آن كسى است كه هوى و آرزوى نفس بر او حاكم و امير باشد». و فرموده: «عدل السّلطان حيوة الرّعية و صلاح البريّة.» يعنى: «عدل پادشاه، زندگانى رعيّت و صلاح خلق است». و فرموده: «فى العدل الاقتداء لسنّة اللّه تعالى و ثبات الدّول.» يعنى: «در عدل است اقتدا به سنّت و طريقه خداى عز و جلّ و ثبات و بقاى دولتها كه تا طريقه عدل مسلوك است دولتها برقرار است، بلكه در ازدياد». و فرموده: «قلوب الرّعيّة خزاين راعيها فما اودعها من عدل