جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٨٢ - غزل ١١٧ اگر به مذهب تو، خون عاشق است مباح
إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.»[١]: (و آنان كه در [راه] ما كوشش و مجاهده نمايند، مسلّماً ايشان را به راهها [و اسماء و صفات] خود رهنمون خواهيم شد، براستى كه خداوند با نيكوكاران مى باشد.).
خواجه هم مى گويد: معشوقا! براى آشاميدن مِىِ مشاهده جمالت به پياله اى از آن اكتفا نخواهيم كرد. زيرا قابليّت آشاميدن تمام تجلّيات را در ما گذاشتهاى، شاهد بر اين امر، علاوه بر آيه گذشته و آيه عرض امانت[٢] و اخذ ميثاق[٣]، دعاى مباهله[٤] (معروف به دعاى سحر) است كه در سحرهاى ماه رمضان وارد شده، كه در آن تقاضاى شهود اسماء الهى را در همين عالم مى كنيم، خلاصه با اين بيان تقاضاى تجلّى تام حضرت دوست را نموده. در جايى مى گويد:
|
جمالِ كعبه مگر عُذرِ رهروان خواهد |
كه جانِ زنده دلان، سوخت در بيابانش[٥] |
|
|
دعاى جان تو، وِرْدِ زبانِ حافظ باد! |
مدام، تا كه بُوَد گردشِ مسا و صباح |
|
خداوندا! مرا از بندگانى قرار ده كه همواره به ياد تو هستند؛ كه:
٢٣٦١
«أسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَأعْظَمِ صِفاتِكَ وَأسْمائِكَ، أنْ تَجْعَلَ أوُقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً، وَأعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً، حَتّى يِكُونَ أعُمالى وَإرادَتى [أورادى] كُلّها وِرداً واحِداً، وَحالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمداً»
[٦]: (از تو به حقّ خويش و مقام مقدّس [ذات] و پاكيزه و بزرگترين صفات و اسمائت خواستارم كه اوقات شبانه روز مرا به يادت آباد، و به خدمت و بندگىات پيوسته، و اعمالم را مورد قبول خويش قراردهى، تا اينكه تمام اعمال و اراده و خواستم.
[١] - عنكبوت: ٦٩.
[٢] - احزاب: ٧٢.
[٣] - اعراف: ١٧٢.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٧٧- ٧٨.
[٥] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣٣٥، ص ٢٥٦.
[٦] - اقبال الاعمال، ص ٧٠٩.