جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٧٣ - غزل ١٠٣ ساقى! بيا كه يار ز رخ پرده بر گرفت
|
حافظ، بر آستانه دولت نهاده سر |
دولت در آن سراست، كه با آستان يكى است[١] |
|
و ممكن است بخواهد بگويد: محبوبا! به گونه اى برايمان جلوه نمودى، كه نه تنها ما فريفتگانت را از توجّه به جمال و كمال خويش باز داشتى، كه همه مظاهر زيبايت را به كار عاشقى با حضرتت مشغول ديدم، لذا مى گويد:
|
زين قصّه، هفت گنبدِ افلاك پر صداست |
كوته نظر ببين، كه سخن مختصر گرفت |
|
محبوبا! آوازه عشق به تو، دانسته و ندانسته، هفت آسمان، بلكه جهان آفرينش را مسخّر خود كرده و همواره ادامه خواهد داشت؛ كه:
٧٨٦
«ثُمَّ سَلَكَ بِهِمْ طَريقَ إرادَتِهِ، وَ بَعَثَهُمْ فى سَبيلِ مَحَبَّتِهِ.»
[٢]: (سپس مخلوقات را در طريق اراده و خواست خويش رهسپار ساخته، و در راه محبّت و دوستى خود بر انگيخت.- تسبيح و ستايش و خضوع موجودات از آن مى باشد؛ كه: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ»[٣]: (و تمام آنچه در آسمانها و زمين است تنها براى خداوند سجده و كرنش مى كنند.- همچنين: «أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ»[٤]: (آيا آنان به تمام آنچه كه خداوند آفريده ننگريستهاند، كه [چگونه] سايههاى آن از راست و چپ، در حالى كه با فروتنى و افتادگى در برابر خداوند سجده و كُرنش مى نمايند، بازگشت مى كنند.) افسوس كه كوته نظران آن را نديده گرفتهاند! به گفته خواجه در جايى:
|
مَردمِ ديده ما، جز به رُخَت ناظر نيست |
دل سر گشته ما، غير تو را ذاكر نيست |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ١٠٩، ص ١١٠.
[٢] - صحيفه سجاديه، دعاى اول.
[٣] - اسراء: ٤٤.
[٤] - نحل: ٤٨.