جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٩٣ - غزل ١١٩ دل من در هواى روى فرخ
از آنجا كه نبايد حقائق و اسرار الهى به دست هركس بيافتد و فهمها در يك ميزان نيست، خواجه براى مجسّم نمودن حقائق و كمالات و اسماء و صفات حضرت دوست، در بيشتر ابيات غزليّات خود از الفاظ و كلماتى كه در خور فهم شنونده است استفاده فرموده، تا هركس به قدر فهمش از آن بهره ببرد، و اسرار الهى هم محفوظ بماند.
ملاحظه مى شود قرآن شريف چون براى همه انسانها نازل شده است، معارف و حقائق خود را در قالب مثال و كلماتى كه در خور فهم آنها باشد بيان مى نمايد؛ كه:
«وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ، وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ»[١]: (و اين مَثَلها را براى مردم مى زنيم، و [لى] جز فرهيختگان [روشندل، حقيقتِ] آنها را در نمى يابند.- اگر در مواردى مىفرمايد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ ...»[٢]: (و او با شماست ...- يا: «هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ»[٣]: (اوست آگاهِ توانا.)، مقصود آن نيست كه همه از ظاهرش استفاده مى كنند، خداوند دانسته و مشهودِ بندگان خاصّ خود را نسبت به قرآن و توصيفات خود امضاء مى كند، و مىفرمايد: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[٤]: (جز آنان كه [به تمام وجود] بى آلايش و پاكيزهاند، آن را نمى توانند مسّ نموده [و دريابند].- مىفرمايد: «سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ.
[١] - عنكبوت: ٤٣.
[٢] - حديد: ٤.
[٣] - روم: ٥٤.
[٤] - واقعه: ٧٩