جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٠٤ - غزل ٨٣ حاصل كارگه كون و مكان اين همه نيست
و [نيز] جايگاههاى پاكيزه اى در بهشتهاى عدن و جاودان، و خشنوديى از جانب خداوند بزرگتر [از اين دو] است، اين همان رستگارى بزرگ مى باشد.- به گفته خواجه در جايى:
|
به جانِ پير خرابات و حقّ صحبت او |
كه نيست در سرِ من، جز هواى خدمت او |
|
|
بهشت اگرچه نه جاىِ گنهكاران است |
بيار باده كه مستظهرم به رحمت او |
|
|
چراغ صاعقه آن شراب، روشن باد! |
كه زد به خرمن من، آتش محبّت او[١] |
|
|
دولت آن است كه بىخونِ دل آيد به كنار |
ور نه با سعى و عمل، باغ جَنان اين همه نيست |
|
بهشت و نعمتهاى آن با كوشش و عمل بدست مى آيد، امّا «وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ» و «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ»[٢] فضيلت و كرامتى است از حضرت دوست بر كسانى كه در اين عالم، خلوص در بندگى داشته اند و آن در مقابل علم نيست؛ پس سزاوار آن است كه اى خواجه! ذكر و توجّه به او را اختيار نمايى، و در پى رضايتش بوده باشى، به بهشت و نعمتهايش؛ كه: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»[٣]: (و برخى از مردم، نَفْس خويش را در طلب خشنودى خداوند مى فروشد.- يا:
٦٦١
«أجْدَرُ الأشياءِ بِصِدْقِ الإيمانِ، ألرّضا وَ التَّسْليمُ»
[٤]: (سزاوارترين و زيبندهترين چيزها به راستى ايمان، خشنودى و تسليم [در برابر قضاى پروردگار] مىباشد.- نيز:
٦٦٢
«رَأسُ الطّاعَةِ ألرّضا»
[٥]: (برترين طاعت و عبادت، خشنودى [به قضاى الهى] است.- همچنين:
٦٦٣
«رضىَ اللّهِ سُبْحانَهُ أقْرَبُ غايةٍ تُدرَكُ»
[٦]: (خشنودى خداوند سبحان نزديكترين غايت و فرجامى است كه مى توان بدان رسيد.- به گفته خواجه در جايى:.
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٩٥، ص ٣٥٨.
[٢] - توبه: ٧٢.
[٣] - بقره: ٢٠٧.
[٤] ( ٤، ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٨.
[٥] ( ٤، ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٨.
[٦] ( ٤، ٥، ٦) غرر و درر موضوعى، باب الرضا، ص ١٣٨.