جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٩٠ - غزل ٦٠٠ ألم يأن للأحباب أن يترحموا؟
وقت آن نشده كه به خود ترحّم كنيد، و عمر به بطالت نگذارنيد، و در طريق ذكر و توجّه به محبوب حقيقى خود را قرار دهيد، و از توجّه تام به مجاز چشم بپوشيد، و از نقض عهد عبوديّت با حضرت دوست پشيمان شود، و دست از بندگى غير دوست برداريد، و به بندگى حضرت معشوق بپردازيد؟ كه: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ- يا بَنِي آدَمَ!- أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ، إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ، وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[١]: (اى فرزندان آدم! آيا با شما عهد و پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد، زيرا او دشمن آشكار شماست، و مرا بندگى و پرستش كنيد كه اين راه راست و صراط مستقيم مى باشد.)؛ لذا مىگويد:
|
ألَمْ يَأْتِهِمْ أنْبآءُ مَنْ باتَ بَعْدَهُمْ؟ |
وَفى قَلْبِهِ نارُ الْأسى تَتَضَرَّمُ[٢] |
|
مگراى دوستان! خبر آنان كه دست از سير و سلوك و عشق جانان و عبوديّت واقعى حضرت دوست كشيدند، به شما نرسيده كه به چه ندامتى مبتلا گشتهاند، و آتش آن چگونه در دلشان شعله ور است، و ديگر كارى نمى توانند كردن؟ پس سزاوار است هرچه زودتر به خود ترحّم كنيد، و از نقض عهد دست برداريد، و از كسانى شويد كه بر پيمان خود باقى ماندند؛ كه: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ. فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ؛ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا»[٣]: (از مؤمنان مردانى هستند كه به آنچه با خداوند عهد و پيمان بستهاند، صادقانه وفا نمودند؛ پس برخى از آنان در گذشته، و بعضى از ايشان چشم به راه و منتظر بوده، و به هيچ وجه [پيمان خويش را] دگرگون ننمودهاند.) به گفته خواجه در جايى:
|
اى بىخبر! بكوش كه صاحب خبر شوى |
تا راهْ بين نباشى، كى راهبر شوى؟ |
|
[١] - يس: ٦٠ و ٦١.
[٢] - آيا خبر كسى كه بعد از آن شب را به روز آورده، و در دلش آتش اندوه شعله مى كشد، به آنان نرسيده؟
[٣] - احزاب: ٢٣.