جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٣٤ - غزل ٥٩٣ وقت را غنيمت دان، آن قدر كه بتوانى
مىپرستم، كه اين عبادت بزرگواران مى باشد، و هم آن امنيّت و ايمنى داشتن است، به دليل فرمايش خداوند- عزّ وجلّ-: «بگو: اگر خدا را دوست مى داريد، پس از من پيروى و تبعيّت نماييد، تا خداوند شما را مورد محبّت خويش قرار داده، و گناهانتان را بيآمرزد.» بنابراين، هركس خداوند- عزّ وجلّ- را دوست داشته باشد، خدا او را به دوستى مىگيرد؛ و هركس را خداوند متعال دوست داشته باشد، از ايمنان خواهد بود.- از آن گذشته، براى دنياى فانى و جلب نظر و طمع مال و منال آن، بدن خويش را به زحمت مدار؛ كه:
٣٩٨٦
«ألرَّغْبَةُ فِى الدُّنْيا تُوجِبُ المَقْتَ.»
[١]: (ميل و رغبت به دنيا، موجب بغض و دشمنى است.- نيز:
٣٩٨٧
«ألْمَغْبُونُ مَنْ شَغَلَ بِالدُّنْيا، وَفاتَهُ حَظُّهُ مِنَ الآخِرَةِ.»
[٢]: (زيانكار و گول خورده، كسى است كه به دنيا مشغول و سرگرم شده، و بهره آخرتىاش از دستش شده باشد.- نيز:
٣٩٨٨
«إنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ، فَأخْرِجُوا مِنْ قُلُوبِكُمْ حُبَّ الدُّنْيا.»
[٣]: (اگر خدا را دوست داريد، پس محبّت و دوستى دنيا را از دلهايتان بيرون كنيد.)، زيرا چه ارزشى مى توان براى آنچه رضاى دوست در آن نيست، درنظر داشت. چنانچه نصيحت مرا نمىپذيرى، به رفتار آنان كه با تو همفكر بوده اند و امروز از آن پشيمان گشتهاند، نظر كن و ببين كه:
|
زاهدِ پشيمان را، ذوقِ باده در جان است |
عاقلا! مكن كارى، كه آورد پشيمانى |
|
زاهدى كه تا روز گذشته ما را از باده كشى و عشق و مراقبه جمال يار بر حذر مىداشت، امروز از گذشتهاش نادم و پشيمان گشته و اختيار طريقه فطرى الهىاش را نموده. تواى آن كه به عبادات قشرى اكتفا نموده و نمى خواهى به سخن ما گوش فرادهى و دست از رويّه خود بردارى! خدا عقلت داده، قدرى بيانديش و كارى.
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الدّنيا، ص ١٠٦.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الدنيا، ص ١٠٧.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب الدّنيا، ص ١١٠.