جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٤٠ - غزل ٥٦٩ صوفى! بيا كه شد قدح لاله پر ز مى
افزون بر آن وجود دارد.) و:
٣٨٠٦
«ألعَمَلُ الصّالِحُ أفْضَلُ الزّادَيْنِ.»
[١]: (عمل صالح، برترين [توشه از ميان] دو توشه [دنيوى و اخروى] است.- نيز:
٣٨٠٧
«ألمَرْءُ لايَصْحَبُهُ إلّا العَمَلُ.»
[٢]: ( [در آخرت] جز عمل و كردار با انسان همراه نخواهد بود.- همچنين:
٣٨٠٨
«ألقَرينُ النّاصِحُ هُوَ العَمَلُ الصّالِحُ.»
[٣]: (تنها يار و همتاى اندرزگو و خيرخواه [انسان] عمل صالح و شايسته مى باشد.- نيز:
٣٨٠٩
«أقْرَبُ النّاسِ مِنَ الأنْبيآء
[:]
أعْمَلُهُمْ بِما امَرُوا بِهِ.»
[٤]: (نزديكترين مردم به پيامبران [:] عاملترين ايشان به دستورات و فرامين ايشان مى باشند.- يا اينكه:
٣٨١٠
«بَرَكَةُ العُمْرِ فى حُسْنِ العَمَلِ.»
[٥]: (بركت و فزونى عمر در نيكويى عمل است.- به گفته خواجه در جايى:
|
ز مشكلاتِ طريقت عنان متاب اى دل! |
كه مرد راه نيانديشد از نشيب و فراز |
|
|
در اين مقام مجازى بجز پياله مگير |
در اين سراچه بازيچه غيرِ عشق مباز[٦] |
|
ولى آنكس كه در اين عالم، عبادات خود را براى رسيدن به حور و قصور انجام دهد، و توجّه به فطرت نداشته باشد، و حضرت دوست را موردنظر خود قرار ندهد، فردا جز صورتى از نتايج اعمالش نخواهد داشت.
|
بادِ صبا ز عهدِ صبى ياد مى دهد |
جانْ دارويى كه غم ببرد در دِهْ اى بُنَىْ! |
|
زاهدا! چون نسيمهاى قدسى دوست و نفحات جانفرايش وزيدن گيرد، عهد عشق ازلىات را يادآور مى شود. اى فرزند بيا و جان خود را با اعمال صالحه زنده دار، تا نسيم باد صبا و نفحات الهى چراغ وجودت را باز روشن به عشق فطرى و ازلى گرداند و چون ازل از «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ»[٧]: (آيا من پروردگار شما نيستم؟!) «بَلى،.
[١] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب العمل، ص ٢٧٧.
[٢] ( ١- ٢). غرر و درر موضوعى، باب العمل، ص ٢٧٧.
[٣] ( ٣- ٤). غرر و درر موضوعى، باب العمل، ص ٢٧٨.
[٤] ( ٣- ٤). غرر و درر موضوعى، باب العمل، ص ٢٧٨.
[٥] - غرر و درر موضوعى، باب العمل، ص ٢٧٩.
[٦] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٣١١، ص ٢٤١.
[٧] - اعراف: ١٧٢.