جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١٩ - غزل ٥٥٣ جاى حضور و گلشن امن است اين سراى
|
حافظ! مقيم درگهِ او باش و عيش كن |
كاندر بهشت، بهتر از اين گوشه، نيست جاى |
|
اى خواجه! اگر عيش و لذّتى در دو عالم براى بندگان واقعى است، در انس و قرب با محبوب حقيقى بوده؛ كه:
٣٧١٥
«أنْتَ الَّذى أزَلْتَ الأغْيارَ عَنْ قُلُوبِ أحِبّآئِكَ، حَتّى لَمْ يُحِبُّوا سِواكَ، وَلَمْ يَلْجَئُوا إلى غَيْركَ. أنْتَ المؤنِسُ لَهُمْ حَيْثُ أوْحَشَتْهُمُ العَوالِم.»
[١]: (تويى كه اغيار را از دلهاى دوستانت زدودى، تا اينكه غير تو را به دوستى نگرفته، و به جز تو پناه نبردند. تويى مونس وهمدم ايشان آنگاه كه عوالم [امكانى] آنان را به وحشت و تنهايى دچار مى سازد.) و نيز: « [
٣٩٩٨
إلهى!] ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ؟! وَمَا الَّذى فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ؟! لَقَدْ خابَ مَنْ رَضِىَ دُونَكَ بَدَلًا، وَلَقَدْ خَسِرَ مَنْ بغَى عَنْكَ مُتَحَوِلًا.»
[٢]: ( [معبودا!] كسى كه تو را از دست داد چه چيزى يافت؟ و آنكه تو را يافت چه چيزى را از دست داد؟! مسلّماً هركس به جاى تو به ديگرى خشنود شد، محروم گشت، و همانا هركس تو را گذاشت و از تو روى گردان شد، زيان برد.) در آخرت هم، اگر: «وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ»[٣]: (و آنچه نزد ماست افزونتر است.- نيز: «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»[٤]: (نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.- همچنين: «أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ»[٥]: (براى آنان روزى مشخّصى فراهم است.- يا: «عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»[٦]: (در نزد پادشاه توانا و مقتدر.- غيره فرمودهاند، براى ايشان است؛ پس:
|
حافظ! مقيمِ درگه او باش و عيش كن |
كاندر بهشت، بهتر از اين گوشه، نيست جاى |
|
[١] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٩.
[٣] - ق: ٣٥.
[٤] - آل عمران: ١٦٩.
[٥] - صافات: ٤١.
[٦] - قمر: ٥٥.