جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٩٨
|
لب سرچشمه اىّ و طرْفِ جويى |
نمِ اشكىّ و با خود گفتگويى |
|
|
به ياد رفتگان و دوستداران |
موافق گَرد با ابرِ بهاران |
|
|
چو نالان آيدت آبِ روان پيش |
مدد بخشَش ز آبِ ديده خويش |
|
|
نكرد آن همدم ديرين مدارا |
مسلمانان! مسلما [نا] ن! خدا را |
|
|
چنان بىرحم زد زخمِ[١] جدايى |
كه گويى خود نبوده است آشنايى |
|
|
برفت و طبعِ خوش باشم حزين كرد |
برادر با برادر كى چنين كرد؟ |
|
|
مگر خضرِ مبارك پى تواند |
كه اين تنها بدان تنها رساند[٢] |
|
|
تو گوهر بين و از خرمهره بگذر |
ز طرزى كآن نگردد شُهره بگذر |
|
|
چو من ماهىّ كلْك آرم به تحرير |
تو از نون وَالْقَلَمْ[٣] مىپرس تفسير |
|
|
رفيقان! قدر يكديگر بدانيد |
كه تا در وادى هجران نمانيد |
|
|
مقالاتِ نصيحت گو همين است |
كه حكمْ اندازِ هجران در كمين است |
|
|
روان را خِرَد درهم سرشتند |
در او تخمى كه حاصل بود كِشتند |
|
|
براين گونه دمد اين عشق[٤] در دل |
هر آن كس را كه گشت اين كام حاصل |
|
|
فرح بخشى در اين تركيب پيداست |
كه شعرِ نغز، مغزِ جان اشياست |
|
|
چرا با بخت چندين مى ستيزم؟ |
چرا از طالعِ خود مى گريزم؟ |
|
|
مرا بگذشت آبِ فرقت از سر |
در اين حالم مدارا نيست درخور |
|
|
هم اكنون راه شهرِ دوست گيرم |
كه گر ميرم، هم اندر راه ميرم |
|
[١] - نسخه بدل: چنان بىرحم زد تيغ جدايى
[٢] - از اينجا به بعد، نسخه ها از جهت ترتيب ابيات و كمى و زيادى آنها و اختلاف لفظى متفاوتند. براى اطّلاع بيشتر ديوان حافظ، چاپ قدسى، حاشيه ص ٤٥٦ ملاحظه شود.
[٣] - نسخه بدل: تو از نون و قلم مى پرس تفسير.
[٤] - نسخه بدل: براين گونه دمد عشق تو در دل.