جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤٦ - غزل ٥٤٤ به صوت بلبل و قمرى، اگر ننوشى مى
كه به دنيا سرگرم شد و بهره آخرتىاش از دستش بشد.- يا اينكه:
٣٦٦١
«أوْقاتُ الدُّنْيا وَإنْ طالَتْ قَصيرَةٌ، وَالمُتْعَةُ بِها وَإنْ كَثُرَتْ يَسيرَةٌ.»
[١]: (اوقات دنيا هر چند بلند باشد، كوتاه است، و برخوردارى از آن اگرچه زياد باشد، اندك مى باشد.) پس بايد بكوشيم از آنچه به عاريت ما را مى دهد بهرهمند شويم، و براى غرض غايى از خلقت و عالم ديگر خود كسب كمال و درجات كنيم، و در همين عالم به مقام خلافة اللّهى و سير صعودى خويش با همين وسايل عاريتى برسيم؛ كه:
٣٦٦٢
«إحْفَظْ عُمْرَكَ مِنَ التَّضْيعِ لَهُ فى غَيْرِ العِبادَةِ وَالطّاعاتِ.»
[٢]: (عمر خويش را از تباه ساختن آن در غير عبادت و طاعتهاى [خداوند] نگاهدار.- نيز:
٣٦٦٣
«إنَّ أوْقاتَكَ أجْزآءُ عُمْرِكَ، فَلا تَنْفُدْ لَكَ وَقْتاً إلّافيما يُنْجيكَ.»
[٣]: (همانا اوقات تو جزء جزء عمرت مىباشد، پس مبادا وقتى را جز در آنچه مايه نجاتت مى باشد، صرف نمايى.)
|
چو گُل نقاب برافكند و مرغ زد: هو هو |
مَنِهْ ز دست پياله، چه مى كنى؟ هى هى! |
|
حال كه اى خواجه! اى راهروان! گل شُكفته گشته، و از اين طريق شما را به ملكوت خود دعوت مى كند و مرغان با خوانندگى خود شما را به دوست توجّه مىدهند، آرام از ياد او منشينيد، تا شايد بهره اى از وصالش بگيريد.
و ممكن است بخواهد با اين بيان بگويد: در انتظار ديدار حضرت محبوب باشيد، تا از هر طريق كه باشد به ديدارش نايل آييد، و چون نايل آمديد، با توجّه به دار فانى، غافل از مشاهده مشويد، كه خسران نصيبتان خواهد شد؛ به گفته خواجه در جايى:
|
گُل عزيزاست، غنيمت شمريدش صحبت |
كه به باغ آمد از اين راه و از آن خواهد شد |
|
|
اى دل! ار عشرت امروز به فردا فكنى |
مايه نقد بقا را، كه ضمان خواهد شد؟ |
|
|
ماه شعبان مده از دست قدح، كاين خورشيد |
از نظر، تا شبِ عيدِ رمضان خواهد شد[٤] |
|
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الدنيا، ص ١٠٧.
[٢] ( ٢- ٣). غرر و درر موضوعى، باب العمر، ص ٢٧٦.
[٣] ( ٢- ٣). غرر و درر موضوعى، باب العمر، ص ٢٧٦.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٥٩، ص ٢٠٧.