جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٤١٠ - غزل ٥٩٠ نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشى
خالص و صفاى در عبوديّت نمى توان بدست آورد؛ كه:
«يا أباذَرٍّ! إذا دَخَلَ النُّورُ القَلْبَ، إنْفَسَحَ وَاسْتَوْسَعَ. قُلْتُ: فَما عَلامَةُ ذلِكَ؟ بِأبى أنْتَ وَامّى! يارَسُولَ اللَّهِ! قالَ: «ألْإنابَةُ إلى دارِ الخُلُودِ؛ وَالتَّجافى عَنْ دارِ الغُرُورِ، وَالإسْتِعْدادُ لِلْمَوتِ قَبْلَ نُزُولِهِ.»
[١]: (اى ابوذر! هنگامى كه نور وارد قلبى شد، گشاده و فراخ مى شود. [ابوذر مى گويد:] عرض كردم: پس نشانه آن چيست؟
پدر و مادرم به فدايت! اى رسول خدا! فرمود: «بازگشت [به تمام وجود] به خانه جاودانى؛ و كناره گيرى از خانه فريب [دنيا]؛ و آمادگى براى مرگ، پيش از فرو آمدنش.- نيز:
٣٩٤٧
«فِى الإنْفِرادِ لِعبادَةِ اللَّهِ كُنُوزُ الأرْباحِ.»
[٢]: (در تنها شدن [و عزلت] براى عبادت خدا، گنجهاىِ سود و بهره نهفته است.- همچنين:
٣٩٤٨
«مَنْ قامَ بِشَرائِطِ العُبُودِيَّةِ أهّلَ لِلْعِتْقِ.»
[٣]: (هركس شرايط عبوديّت و بندگى را برپا دارد، براى آزاد شدن شايسته مىگردد.- نيز:
٣٩٤٩
«ما تَقَرَّبَ مُتَقَرِّبٌ بِمِثْلِ عِبادَةِ اللَّهِ.»
[٤]: (هيچ نزديك جوينده به چيزى مانند عبادت خداوند [به سوى او] تقرّب پيدا نكرد.)؛ لذا مى گويد:
|
من نگويم كه كنون با كه نشين و چه بنوش |
كه تو خود دانى اگر زيرك و عاقل باشى |
|
آنان كه عاقل و فَطِن و زيرك مى باشند، دنيا را به عقبى، و دوست را به غير او معامله نمى كنند. كارى را اختيار مى نمايند كه حيات ابدى و خوشدلى و آرامش دو جهان به آنها بدهد؛ كه: «وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنابَ، الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ. أَلا! بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[٥]: (و خداوند هركس را كه [با تمام وجود به او] رجوع كند، به سوى خود رهنمون مى شود، آنان كه ايمان آورده و دلهايشان به ياد خدا آرام مى گيرد، آگاه باشيد! كه دلها تنها به ياد خدا آرام مى گيرد.- نيز:
٣٩٥٠
«يا مَوْلاىَ! بِذِكْرِكَ عاشَ قَلْبى.»
[٦]: (اى.
[١] - بحارالأنوار، ج ٧٧، ص ٨٣.
[٢] ( ٢- ٣ و ٤). غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٩.
[٣] ( ٢- ٣ و ٤). غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٩.
[٤] ( ٢- ٣ و ٤). غرر و درر موضوعى، باب العبادة، ص ٢٢٩.
[٥] - رعد: ٢٧- ٢٨.
[٦] - اقبال الاعمال، ص ٧٣.