جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٦ - غزل ٥٤١ پديد آمد رسوم بىوفايى
|
كسى كو فاضل است، امروز در دهر |
نمىبيند زغم يك دم رهايى |
|
كه:
٣٦٢٠
«إنَّ أشَدَّ النّاسِ بَلآء اً، ألْأنْبِيآءُ ثُمَّ الَّذينَ يَلُونَهُمْ، ثُمّ الأمْثَلُ فَالأمْثَلُ.»
[١]: (براستى كه بلاء و گرفتارى پيامبران و سپس كسانى كه [از جهت مقام معنوى] بعد از ايشانند و سپس همانندترين [اشخاص به ايشان] و سپس همانندترين [پايين تر از آنها، تا به آخر] از همه مردم سخت تر است.- نيز:
٣٦٢١
«إنَّ للَّهِ- عَزَّوَجَلَّ- عِباداً فِى الأرْضِ مِنْ خالِصِ عِبادِهِ ما يُنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ تُحْفَةً إلَى الأرْضِ إلّاصَرَفَها عَنْهُمْ إلى غَيْرِهِمْ، وَلابَلِيّةً إلّاصَرَفَها إلَيْهِمْ.»
[٢]: (بدرستى كه خداوند- عزّ وجلّ- را بندگانى از برگزيدگان بندگانش، در [روى] زمين است كه هيچ هديه و تُحفه اى را از آسمان به زمين فرو نمى فرستد مگر اينكه از آنان بازمى دارد و به ديگران عطا مى فرمايد، و هيچ بلا و گرفتاريى را [از آسمان به زمين فرو نمى فرستد] مگر آنكه [از ديگران بازداشته و] به آنان مى رساند.- همچنين:
٣٦٢٢
«إنَّ اللَّهَ إذا أحَبَّ عَبْداً، غَتَّهُ بِالبَلآءِ غَتّاً.»
[٣]: (براستى كه هرگاه خداوند بنده اى را دوست داشت، سخت در بلا و گرفتارى غوطه ور مى سازد.)
|
كسى كو جاهل است اندر تنعّم |
متاع او بود هر دم بهايى |
|
|
اگر شاعر بخواند شعرِ چون آب |
كه دل را زو فزايد روشنايى |
|
|
نبخشندش جوى از بخل و امساك |
اگر خود فى المثل باشد سنايى |
|
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥٢، حديث ١.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥٣، حديث ٥.
[٣] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٥٣، حديث ٦.