جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٢٢٧ - غزل ٥٦٧ زين خوش رقم كه بر گل رخسار مى كشى
|
دلِ حافظ چو صبا بر سَرِ كوى تو مقيم |
دردمندى است، به امّيدِ دوا مى گردد[١] |
|
|
حافظ! دگر چه مى طلبى از نعيمِ دَهْر؟ |
مِىْ مى چشى؟ و طُرّه دلدار مى كشى |
|
اى خواجه! مقصد تو از اين همه گفتار، اين است كه از نعيم دهر كه ملكوت و نعمتهاى باطنى آن است، بهرهمند گردى و به مقام جمع نايل شوى و در كثرت وحدت را هم از دست ندهى؛ حال كه به اين كمال رسيدى، چه مى خواهى؛ كه:
٣٨٠٠
«إلهى! وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأجابَكَ، وَلاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ، فَناجَيْتَهُ سِرّاً وَعَمِلَ لَكَ جَهْراً.»
[٢]: (بار الها! مرا از آنانى قرار ده كه ندايشان كردى و اجابتت نمودند و به آنها نظر افكندى و در برابر جلال و عظمتت مدهوش گشتند سپس در باطن با آنها مناجات كردى و آشكارا و در ظاهر براى تو عمل نمودند.).
آرى، آنچه او در اين ابيات خواسته، دوام آن حالات و كمالات است، كه اگر لحظه اى به خود واگذار گردد، همه را از دست خواهد داد و آن با دوام مراقبه باقى خواهد ماند. به گفته خواجه در جايى:
|
هر آن كه جانبِ اهلِ وفا نگهدارد |
خداش در همه حال از بلا نگهدارد |
|
|
گرت هواست كه معشوق نَگْسَلَدْ پيوند |
نگاهدار سَرِ رشته تا نگهدارد |
|
|
دلا! معاش چنان كن كه گر بلغزد پاى |
فرشتهات به دو دستِ دعا نگهدارد[٣] |
|
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٨١، ص ٢٢١.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٦٨٧.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٦٥، ص ٢١٢.