جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٧٧ - غزل ٥٦١ دو يار زيرك و از باده كهن دو منى
|
سَرو زَرْ و دل و جانم، فداى آن محبوب |
كه حَقِّ صحبتِ مهر و وفا نگهدارد! |
|
|
دلا! معاش چنان كن، كه گر بلغزد پاى |
فرشتهات به دو دستِ دعا نگهدارد[١] |
|
نه تنها صبر را پيشه كن، كه:
|
به گوشه اى بنشين سَرْخوش و تماشا كن |
ز حادثاتِ زمانى، رُخِ شكَرْ دَهنى |
|
خطاب خواجه در اين بيت چون ابيات گذشته، به خود است. بخواهد بگويد:
به گوشه اى بنشين و به حقيقتِ امور نظر بنما، تا به مدبِّر آن راهنمايىات كنند، اينجاست كه خواهى ديد:
«لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إلّابِاللَّهِ.»
[٢]: (هيچ تحرك و نيرو و قدرتى جز به خدا صورت نمى گيرد.- خواهى دانست كه امر هجر و وصل تو به دست محبوب بى همتايت بوده و مى باشد، و آگاه خواهى شد كه صبر نمودنت هم به اوست؛ كه:
«وَ اصْبِرْ، وَ ما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ»[٣]: (و صبر و شكيبايى كن، و صبر و پايدارىات جز به خدا نيست.- نيز: «وَ اصْبِرْ، فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»[٤]: (و صبر و استقامت نما، زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمى نمايد.- همچنين: «وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ، إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»[٥]: (و بر هرچه به تو رسد صبر و شكيبايى نما؛ كه همانا اين [صبر، لازمه] عزم و تصميم جدّى در امور است.- يا: «وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا»[٦]: (و در برابر حُكم و فرمان پروردگارت شكيبا باش، كه همانا تو در برابر چشمان [و حفظ و حراست] مايى.).
[١] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٢٦٥، ص ٢١٢.
[٢] - بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٥٠.
[٣] - نحل: ١٢٧.
[٤] - هود: ١١٥.
[٥] - لقمان: ١٧.
[٦] - طور: ٤٨.