ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٢ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
جابر بن عبد اللَّه گفت: پس گفتم: يا رسول اللَّه، اين حال ما است، ولى حال تو و حال اوصياء پس از تو، در ولادت چگونه است؟ رسول خدا ٦ مدّتى سكوت كرد، و آنگاه فرمود: اى جابر تو از امرى خطير سؤال كردى كه جز صاحب بهرهاى عظيم آن را تحمّل نميكند. پيمبران و اوصياء ايشان از نور عظمت خدا- جلّ ثناؤه- آفريده شدهاند، خدا انوار ايشان را در اصلابى پاكيزه و ارحامى پاك بوديعت مينهد، آنها را بوسيله فرشتگانش حفظ ميكند، و با حكمت خود پرورش ميدهد، و با علم خود تغذيه مينمايد، و بنا بر اين كار ايشان برتر از آنست كه بوصف درآيد، و احوال ايشان دقيقتر از آنست كه دانسته شود، زيرا ايشان ستارگان خدا در زمين او، و علمها و نشانههاى راه او براى آفريدگان، و خلفاى او بر بندگانش، و انوار او در سرزمينهايش، و حجّتهاى او بر خلق اويند، اى جابر، اين از مكنون علم و مخزون آنست، پس آن را جز از اهلش مكتوم دار.
٥٩٠٢- و مفضّل بن عمر، از ثابت ثمالى، از حبابه والبيه رضى اللَّه عنها روايت كرده است كه گفت: از مولايم أمير المؤمنين ٧ شنيدم كه ميفرمود: ما اهل بيتى هستيم كه مسكر نمينوشيم، و
«جرّى»
نميخوريم، و بر موزهها مسح نميكشيم، پس هر كس از شيعه ما باشد، ميبايد بما اقتداء كند، و از سنّت ما تبعيّت نمايد. شرح: «جرّى نوعى ماهى حرام گوشت است».