ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٢٧ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
عزّ و جلّ در هر بامداد از ايّام آن سال روزى تازه مقسوم تو را براى تو مىآورد، و اگر آن سال از عمر تو نباشد پس تو را با همّ و غمّ چيزى كه از آن تو نيست چه كار؟! و بدان كه هيچ جويندهاى برزق تو سبقت نخواهد گرفت، و هيچ غالبى بدست يافتن به آن بر تو چيره نخواهد شد، و آنچه بنام تو مقدّر شده است هرگز از تو روى نخواهد پوشيد پس چه بسا جوينده را ديدهاى كه جان خود در اين راه خسته ساخته و با اين حال روزيش بر او تنگ آمده، و چه بسا جوينده معتدل و ميانه روى را ديدهاى كه تقدير با تدبيرش موافق شده! و در حال همگى توأم با فنايند.
امروز كه در آن بسر ميبرى از آن تو است، و تو از رسيدن بفردا يقين ندارى. و چه بسا استقبالكننده روزى كه آن را بدرقه نميكند!- فرصت شام كردن آن روز را نمىيابد- و چه بسا كسا كه در اوّل شب مورد رشك همگنان بوده، و در آخر شب مويهگران بر مصيبت مرگش گريه سر كردهاند!.
پس طول مدّت توالى انعام، و بتأخير افتادن روز انتقام تو را از جانب خدا مغرور نسازد، زيرا اگر خدا بيم آن ميداشت كه فرصت انتقام را از دست بدهد، پيش از فرا رسيدن مرگ پيشدستى ميكرد.
فرزند عزيزم، پندهاى حكيمان را بپذير، و در احكامشان تدبّر كن، و بيش از ساير مردم اوامر خود را بكار بند، و افزون از ساير مردم از ارتكاب آنچه نهى كردهاى خوددارى كن و مردم را بكار پسنديده بفرماى تا خود از اهل آن باشى، زيرا بكمال