ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٨ - كتاب فرائض و مواريث باب إبطال عول در مواريث
دارد، در صورت انطباق كه مشكلى در كار نيست، و در صورت دوم بنزد اماميّه زائد را بر خويشان نسبى به نسبت تقسيم مىكنند اضافه بر سهامشان چون «الأقرب يمنع الأبعد» و بنا بر صورت دوّم نقص بر دختر و خواهران پدرى و مادرى يا پدرى تنها وارد مىشود آنان كه يك فرض در كتاب خدا بيش ندارند نه آنان كه دو فرض در باره ايشان معيّن شده است، و اگر از فرض اوّلى نبرند از سهم دوّمى نصيبشان كمتر نخواهد بود».
فضل بن شاذان گويد: «اين، حديثى صحيح بر اساس موافقت كتابست، و در اين حديث دليلى بر اين حقيقت موجود است كه برادران و خواهران در صورت وجود فرزند چيزى به ارث نميبرند، و همچنين جدّ در صورت وجود فرزند از ارث نصيبى ندارد. و نيز در اين حديث دليلى بر اين معنى وجود دارد كه مادر، برادران مادرى را از ارث حاجب مىشود».
پس اگر معترضى بگويد: چرا والد گفته، و والدة و والدين نگفته است؟ جوابش اينست كه اين، تعبيرى جايز است، همان طور كه ولد ميگويند، و پسر و دختر هر دو در اين تعبير داخل ميشوند، گاهى مادر والد ناميده مىشود، و اين در صورتيست كه مادر را با پدر منضمّ سازند، همان طور كه گاهى أب ناميده مىشود، و اين در مورديست كه با أب منضمّ شود، چنان كه در قول خداى عزّ و جلّ آمده است كه: «و براى «ابوين» او، هر يك از آن دو را سدسى هست». و يكى از ابوين كه در اين آيه آمده است مادر است. و همچنين فرموده است: «وصيّت براى «والدين» و خويشاوندان نزديكتر» و يكى از والدين مادر است. و اين، مطلبى واضح و آشكار است، و سپاس