ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥١٥ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
لعكرمة عقب و انقرض نسل ابي جهل الّا من بناته»
و نيز اين ذرّيّه طيّبه! از آن چند تنى است كه رسول خدا ٦ در روز فتح مكّه فرمان داد مسلمانان مأمورند در هر كجا اينان ديده شدند آنها را بكشند و لو پناه به پرده خانه كعبه برده باشند يا در زير پرده خانه پنهان شده باشند، و بيمن فرار كرد، و از جمله مطالب نادرست كه در اين تفسير آمده اينست كه گويد: آيه شريفه: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ در باره جماعتى آمده كه از جمله آنان صهيب رومى غلام عبد اللَّه بن جدعان بوده است»، با اينكه صهيب از منحرفين از امير المؤمنين ٧ بوده و شيخ مفيد در اختصاص و كشّى در رجال از امام صادق ٧ روايت كردهاند كه فرمود:
«رحم اللَّه بلالا كان يحبّنا اهل البيت و لعن اللَّه صهيبا فإنّه كان يعادينا»
و
«كان بلال عبدا صالحا و صهيب عبد سوء يبكي على فلان»
. و نيز از جمله مطالب غير صحيح آن اينست كه گفته است: «چون رسول خدا ٦ مسجد خود را بنا كرد مهاجر و انصار از خانههاى خود در اطراف مسجد هر يك درى بمسجد باز كردند و جبرئيل نازل شد و ابلاغ كرد كه خداوند امر فرموده همه اصحاب بايد درهائى را كه بمسجد باز كردهاند مسدود كنند و اوّلين كسى كه مأموريّت به بستن باب خود كرد عبّاس بن عبد المطّلب بود». در حالى كه عبّاس هنوز نه ايمان آورده بود و نه مهاجرت بمدينه كرده بود. و در غزوه بدر جزء اسيران بود كه با دادن فديه آزاد گشت. و از اين قبيل مطالب نادرست كه گفتن همه آنها در اينجا مناسب نيست و گفتن پارهاى هم در اين روزگار مصلحت نمىباشد، اكنون خواننده خود بينديشد كه ممكن است اين گونه سخنان را به ائمّه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين نسبت داد يا نه، و آيا اختيار كردن صدوق- عليه الرحمه- بعض از روايات كتابى را دليل بر آنست كه بر تمام آن كتاب و مؤلّفش اعتماد كرده است، اگر چنين باشد بايد بر تمام ضعفا و مجروحين كه در مشيخه عنوان كرده و در اين كتاب از ايشان حديث آورده اعتماد كرده باشد و حال اينكه ما مىبينيم از وهب بن وهب كذّاب احاديثى نقل كرده و خود او را در مجلّد پنجم ذيل حديث ٥٠٢٣ تضعيف نموده است، و همچنين از احمد بن هلال عبرتائى اخبارى نقل كرده و خود او را در مقدّمه كمال الدّين ضعيف مىداند و مىگويد وى