ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٣٠ - راويان احاديث كتاب و شناخت طريق مؤلف به آنان
عليهما السّلام را ملاقات كرده است، و چون نامش را نزد امام كاظم ٧ مىبردند ميفرمود: وى در دل انسان موقعيّت شايستهاى دارد، و يا نامش كه عبد الرّحمن است و پدرش كه حجّاج است بر دل سنگين است چون ابن ملجم و ابن يوسف ثقفى.
توضيح: «وى استاد صفوان بن يحيى است و ساكن بغداد بوده، گفتهاند ابتدا گرايشى به كيسانيّه داشته و سپس بحق گرويده و از امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام روايت مىكند و در ايّام حضرت رضا ٧ از دنيا رفته، و او را ثقه و عادل و مورد احترام و آبرومند گفتهاند، و طريق مؤلّف به او صحيح است».
و آنچه در آن از موسى بن عمر بن بزيع آمده است، پس روايت كردهام آن را از محمّد بن على ماجيلويه- رحمه اللَّه- از علىّ بن ابراهيم از پدرش از موسى بن عمر بن- بزيع.
توضيح: «موسى بن عمر بن بزيع كوفى و ثقه است، و داراى كتاب است، و طريق مؤلّف به او حسن است به ابراهيم بن هاشم».
و آنچه در آن از عيص بن قاسم آمده است، پس روايت كردهام آن را از محمّد بن- حسن- رضى اللَّه عنه- از محمّد بن حسن صفّار از يعقوب بن يزيد از صفوان بن يحيى از عيص بن قاسم.
توضيح: «عيص بن قاسم بجلى از اهل كوفه است، وى خواهرزاده سليمان بن- خالد است وى ثقه و مورد توجّه اهل حديث و همچنين از امام صادق و كاظم عليهما السّلام روايت مىكرده است، و داراى كتابى است و طريق مؤلّف به او صحيح