ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨١ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
من طاعت خدا، و ولايت من ولايت خدا است، و شيعيان من دوستان خدا، و ياران من ياران خدايند. قسم به آن خدائى كه مرا در حالى آفريد كه چيزى نبودم كه رازداران اصحاب محمّد- ٦- دانستهاند كه ناكثين و قاسطين و مارقين بر زبان پيمبر امّى بلعنت ياد شدهاند،- و اين حقيقتى دور از پيرايه افتراء است- و بيگمان كسى كه افتراء ببندد زيانكار خواهد بود.
شرح: «مراد از كسانى كه دست و پا و پيشانى سپيدند كسانى هستند كه هميشه با طهارت و وضو بسر مىبرند».
٥٩١٩- و امام امير المؤمنين ٧ فرمود: رسول خدا ٦- به پيشگاه خدا معروض داشت كه: خدايا خلفاى مرا از رحمت خود برخوردار ساز، گفتند: يا رسول اللَّه، خلفاى شما كيانند؟ فرمود: ايشان كسانى هستند كه حديث و سنّت مرا روايت ميكنند.
٥٩٢٠- و معلّى بن محمّد بصرى، از جعفر بن سلمه، از عبد اللَّه بن حكم، از پدرش، از سعيد بن جبير، از ابن عبّاس روايت كرده است، كه گفت. پيغمبر ٦ فرمود: همانا على وصى و خليفه منست، و همسرش فاطمه سرور زنان جهانيان دختر من، و حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشت دو فرزند منند، هر كس كه ايشان را دوست بدارد در حقيقت مرا دوست داشته، و هر كس كه با