ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٥٦ - و اينك سخنانى موجز و بيسابقه از رسول خدا
گفت: تو كيستى و چيستى؟! پس سلمان گفت: امّا در آغاز هم من و هم تو نطفهاى پست بودهايم، و امّا در آخر كار هر دو لاشهاى گندزا خواهيم بود، پس چون قيامت فرا رسد و ترازوهاى سنجش اعمال بر پا گردد، هر كس كه كفّه اعمالش سنگين باشد، او گرامى و نفيس است، و هر كس كه كفّه اعمالش سبك باشد، او بيمقدار و دونست.
٥٨٧٥- مفضّل گفت: و از امام صادق ٧ شنيدم كه ميفرمود: بليّه مردم بر ما عظيم است، اگر ايشان را بخوانيم ما را اجابت نميكنند، و اگر ايشان را واگذاريم، بوسيله غير ما هدايت نميشوند.
٥٨٧٦- و أمير المؤمنين ٧ فرمود: همگى انواع خير در سه خصلت گرد آمده است: نگاه كردن، و خاموش بودن، و سخن گفتن، پس هر نگاهى كه عبرتى در آن نباشد سهو است؛ و هر سخنى كه ذكرى در آن نباشد لغو است، و هر خاموشى كه فكرتى در آن نباشد غفلتست. پس خوشا بحال كسى كه نگاهش عبرت، و سكوتش فكرت و سخنش ذكر باشد، و بر گناه خود بگريد، و مردم از شرّش در امان باشند.
٥٨٧٧- و امام صادق ٧ فرمود: خداوند عزّ و جلّ به آدم وحى كرد، كه اى آدم، من همگى خير را در چهار كلمه براى تو گرد مىآورم، يكى براى من،