ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٧٧ - باب نوادر، و آن آخر ابواب اين كتابست
يا علىّ: بر شرابخوار ساعتى ميگذرد كه در آن ساعت پروردگار عزّ و جلّ خود را نميشناسد.
يا علىّ: برافكندن كوههاى استوار از برافكندن حكومتى كه دوران او سپرى نشده باشد آسانتر است.
شرح: «مراد آنست كه تا اسباب زوال حكومتى پيدا نشود آن حكومت بر جا است و از بين نخواهد رفت، مثل اينكه مردم خود راضى بحكومتى باشند و از آن اطاعت كنند، و فرمان او را مخالفت نكنند ممكن نيست آن حكومت زائل شود مگر با مردمش».
يا علىّ: كسى كه نه از دينش متنفع شوى و نه از دنيايش، تو را در همنشينى او خيرى نيست، و كسى كه مقام تو را پاس ندارد، و تو را محترم نشمارد، مقام او را پاس مدار، و او را محترم مشمار.
يا علىّ: همى سزد تا هشت خصلت در وجود مؤمن دست بهم دهد: متانت و مقاومتى بهنگام بلاء، و شكرى بهنگام رفاه، و قناعتى بروزى مقدّر از جانب خداوند عزّ و جلّ، چنان كه بر دشمنان ستم روا ندارد، و بار توقّع خود را بر دوستان تحميل نكند، بدنش از تحمّل كار خود خسته و ملول است، و مردمان از جانب او در آسايش و امانند.
يا علىّ: چهار گروهند كه دعائى از ايشان ردّ نميشود: پيشوائى كه عدالت پيشه سازد، و پدرى كه بفرزندش دعا كند، و مردى كه در غياب دوستش او را بدعا ياد