ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥ - باب رسم و طرح وصيت
فرزند عزيزم رسول خدا ٦ مرا فرمود تا تو را بوصايت بگزينم، و كتابها و سلاحم را بتو بسپارم، همان طور كه رسول خدا ٦ مرا بوصايت خويش بگزيد، و كتابها و سلاحش را بمن سپرد، و آن حضرت مرا فرمود تا تو را مأمور سازم كه چون مرگت فرا رسد آن را ببرادرت حسين بسپارى.
راوى گفت: سپس روى بفرزندش حسين ٧ آورد، و فرمود: و رسول خدا ٦ تو را فرموده است، كه آن را به پسرت علىّ بن الحسين تسليم كنى، آنگاه رو بپسرش علىّ بن الحسين ٧ كرد و فرمود: و رسول خدا ٦ تو را مأمور ساخته است كه وصيّت خود را به پسرت محمد بن علىّ بسپارى، پس سلام رسول خدا ٦ و سلام مرا به او برسان.
آنگاه رو بفرزندش حسن ٧ كرد، و فرمود: فرزند عزيزم، تو ولى امر و ولى دم هستى، پس اگر عفو كنى حقّ تو است، و اگر من از ضربت ابن ملجم- كشته شوم پس كيفر او ضربتى بجاى ضربتى خواهد بود، و در انتقام مرتكب گناه مشو. سپس فرمود: بنويس «بنام خداى بخشنده مهربان اين همان چيزى است كه على بن ابى طالب به آن وصيّت كرده است. او وصيّت كرده است كه شهادت ميدهد كه معبود حقّى جز «اللَّه» نيست، كه يگانهاى است كه شريكى ندارد، و نيز شهادت ميدهد كه محمّد بنده او و فرستاده او است، كه او را به آئين هدايت، و دين