ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٥ - باب ميراث مرتد
غائب را براى او كنار ميگذارند، گفتم: آيا زكات به آن تعلّق نميگيرد؟ فرمود نه. تا او خود وارد شود، و سهمش را تحويل بگيرد، و سال بر آن بگذرد. گفتم: اگر معلوم نشود كه او در كجاست؟ فرمود اگر ورثه ثروتمند باشند ميراث او را بين خودشان قسمت ميكنند، پس اگر باز آمد به او باز ميگردانند.
٥٧١٠- و يونس بن عبد الرّحمن، از ابن عون، از معاوية بن وهب از امام صادق ٧ در باره مردى روايت كرده است كه بر ذمّه مردى حقّى داشته است، و اين مرد كه حقّ بر ذمّه دارد مرد صاحب حقّ را گم كرده، و نميداند كه او را در كجا جستجو كند، و نميداند كه آيا او زنده است يا مرده، و وارثى و نسبى و فرزندى از او را نميشناسد كه حقّ را به او اداء كند. امام فرمود: ميبايد در باره او جستجو كند، راوى گفت: كار جستجوى او بدرازا كشيده است، در اين صورت آيا جايز است كه آن را بصدقه دهد؟ فرمود در باره او جستجو كند.
٥٧١١- و در اين باره خبرى ديگر روايت شده است، به اين مضمون كه «اگر وارثى براى او نيافتى، و خداوند عزّ و جلّ كوشش تو را در اين باره شناخت، پس آن را صدقه كن».
باب ميراث مرتدّ
٥٧١٢- حسن بن محبوب، از أبى ولّاد حنّاط روايت كرده است كه گفت: از