ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٤ - باب ميراث مفقود
از چهار طرف از وى جستجو بعمل آيد، و خبر زنده بودن يا مردنش بدست نيايد در اين وقت عدّه وفات را زوجه او معمول ميدارد، و مالش به آئين سهام و فرائض مقرّر از سوى خداوند عزّ و جلّ قسمت مىشود.
٥٧٠٨- و صفوان بن يحيى، از عبد اللَّه بن جندب، از هشام بن سالم، روايت كرده است كه گفت: حفص أعور با حضور من به امام صادق ٧ معروض داشت كه پدرم أجيرى داشت، و آن أجير سپردهاى نزد پدرم داشت، پس اجير در گذشت، در حالى كه نه وارثى بجاى گذاشت، و نه خويشاوندى، و من اكنون در تنگنا قرار گرفتهام كه چگونه عمل كنم؟ پس امام فرمود: آن بينوايان تو را بسرگردانى شكّ و ترديد كشيدهاند. [آن بينوايان تو را بسرگردانى شك و ترديد كشيدهاند] پس گفتم: فدايت شوم، من از اين جهت در تنگنا افتادهام كه با آن چه كنم؟ فرمود: راه بر- خورد تو با آن مال همان راه برخورد تو با مال خود تو است، كه آن را حفظ ميكنى تا چون طالبى فراز آمد آن را به او بدهى.
شرح: «مراد از بينوايان فقهاى مذاهباند».
٥٧٠٩- و ابن أبى نصر، از حمّاد، از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت: از آن امام ٧ در باره مردى سؤال كردم كه در گذشته است، و فرزندانى بجاى نهاده است، و يكى از ايشان در آن حال غائب بوده، و معلوم نبوده است كه در كجا بسر ميبرد، امام فرمود: ميراث آن مرد را قسمت ميكنند، و سهم وارث