ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٧ - باب ميراث قاتل و آنكه از ديه ارث ميبرد، و آنكه نميبرد
بتأديب فرزند خود مأمور است، از آن جهت كه او در اين مقام بمنزله امام است كه بر مردى اقامه حدّ كند، و آن مرد در اثر آن حدّ بميرد، پس ديهاى و كفّارهاى بر امام لازم نمىآيد، و امام چون حدّ خداى عزّ و جلّ را بر كسى اقامه كند، و او در اثر اجراء حدّ بميرد، قاتل ناميده نميشود، و اگر پدرى پسرش را بحدّ اسراف بزند، چندان كه آن پسر بميرد، پدر از او ارث نميبرد، و كفّاره بر ذمّهاش تعلّق ميگيرد، و هر كس كه از ميراث بهرهاى داشته باشد، كفّاره بر ذمّه ندارد بر عكس غير وارث كه كفّاره بر ذمّه دارد.
و اگر پسر جراحتى در بدن داشته، و پدر آن را بشكافد، و پسر در اثر آن بميرد، چنين شخص قاتل نيست، و از آن پسر ارث ميبرد، و كفّارهاى بر ذمّه ندارد، زيرا اين عمل بمنزله ادب و اصلاح و نياز فرزند به اين اقدام و معالجاتى از اين گونه است.
و اگر مردى بر مركبى سوار باشد، و آن مركب پدر يا برادر او را زيرپا لگد كند، كه در اثر اين حادثه بميرد، آن مرد از او ارث نميبرد، و ديه بر عاقله است، و كفّاره بر ذمّه او است، و اگر از عقب حيوان را براند يا از پيش آن برود و مهارش را بكشد و آن حيوان پدر و يا برادرش را زيرپا لگد كند، چندان كه بميرد، از او ارث ميبرد، و ديهاى كه بر عاقله است، متعلّق بورثه است، و كفّارهاى بر او لازم نمىآيد.