ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٢٥ - باب ميراث قاتل و آنكه از ديه ارث ميبرد، و آنكه نميبرد
٥٦٨٧- و حسن بن محبوب، از علىّ بن رئاب، از زراره روايت كرده است كه گفت: از امام أبو جعفر باقر ٧ در باره مردى سؤال كردم كه كشته شده است، در حالى كه برادرى در دار الهجرة و برادر ديگرى در دار البدو (صحرا) دارد كه اين برادر هنوز هجرت نكرده است، اكنون اگر آن برادر مهاجرى قاتل را عفو كند، و برادر بدوى اراده قتل او را داشته باشد، آيا او چنين حقّى دارد؟ امام فرمود: شخص بدوى حقّ ندارد كه شخص مهاجرى را بكشد، مگر آنگاه كه خود هجرت كند، و اگر مهاجر قاتل را عفو كند، عفو او جائز و نافذ است، گفتم: در اين صورت آيا آن بدوى از ميراث سهمى دارد؟ فرمود: امّا ميراث و سهم ديه برادر مقتول او، در صورتى كه بر گرفتن ديه توافق شود حقّ او است.
شرح: «علّامه مجلسى فرموده: كسى از فقها را نميدانم كه بمضمون اين خبر فتوا داده باشد».
٥٦٨٨- و حسن بن محبوب، از عليّ بن رئاب، از أبو عبيده روايت كرده است كه گفت: از امام أبو جعفر باقر ٧ در باره زنى سؤال كردم كه در حال باردارى عمدا دوائى نوشيده، و شوهرش را از اين كار آگاه نساخته، تا جنين خود را سقط كرده است. امام فرمود: اگر جنين استخوانى داشته كه گوشت بر آن روئيده، ديه كامل بر ذمّه دارد كه ميبايد آن را بپدر جنين تسليم كند، و اگر بصورت علقه و مضغه بوده، چهل دينار بر ذمّه او است، يا غلامى يا كنيزى كه ميبايد آن را بپدر جنين تأديه