ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٦ - باب توارث مرديكه در مرض موت زن را تزويج و بعد طلاق گويد
نكاح نبودن مهريّه و ميراث ميان آن دو است، و إلّا چگونه با بطلان نكاح دخول جايز باشد».
٥٦٦٨- و ابن أبى عمير، از جميل بن درّاج، از ابو العبّاس از امام صادق ٧ روايت كرده است كه فرمود: چون مرد زن را در بيمارى خود طلاق گويد، تا زمانى كه در اين بيمارى بسر برد، زن از او ارث ميبرد، اگر چه عدّهاش منقضى شده باشد، مگر آنكه از اين بيمارى صحّت يابد. گفتم: پس اگر بيماريش بدرازا كشد؟ فرمود: تا مدّت يك سال از او ارث ميبرد.
شرح: «بردن ارث پس از تمام شدن عدّه مطلّقه در مرض موت و لو بائنه، مخصوص است به زوجه نه زوج، ولى شيخ و جماعتى ديگر آن را از هر دو سو دانند. و نيز شرط است كه زن پس از تمام شدن عدّه تا مدّت يك سال پس از فوت همسر خود شوهر اختيار نكرده باشد».
٥٦٦٩- و حمّاد، از حلبى روايت كرده است كه گفت: از امام صادق ٧ در باره مردى سؤال كردند كه در حال احتضار زن خود را طلاق گويد، آيا اين طلاق جايز و نافذ است؟ فرمود: آرى، و آن زن از مرد ارث ميبرد، و اگر او بميرد مرد از او ارث نميبرد.
شرح: «اين خبر محمول است به طلاق بائن يا پس از تمام شدن عدّه».
٥٦٧٠- و صالح بن سعيد، از يونس، از يكى از رجالش روايت كرده است