ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٠٥ - باب ميراث موالى
حكم صحيح در اين باره كتاب خداى عزّ و جلّ است، نه حديث.
شرح: «عبد اللَّه بن شدّاد بن هاد ليثى اهل مدينه و از تابعين است و رسول خدا ٦ را نديده، وى خواهر زاده اسماء بنت عميس است، و مادرش سلمى نام داشته، و داراى خواهرى مادرى بوده كه دختر حمزة بن عبد المطّلب است، و غالبا از او روايت مىكند يا از ابن عبّاس يا از ابن مسعود، و نيز ابراهيم بن يزيد نخعى يكى از فقهاى كوفه است و مردى عامّى المذهب، فقيه و صالح و خداپرست و پرهيزكار و پارسا بوده، و از حجّاج بن يوسف خود را مخفى كرده بود در سال ٥٠ هجرى بدنيا آمده است و چهار ماه پس از مرگ حجّاج در گذشته است».
٥٦٥٥- و از حنان روايت كردهاند كه گفت: در حضور سويد بن غفله نشسته بودم كه مردى بنزد او آمد، و در باره (سهم الإرث) دختر و زنى و مولايانى از او سؤال كرد، و سويد گفت: در اين مسأله تو را از قضاى علىّ بن ابى طالب ٧ باز ميگويم. آن حضرت نصف تركه را براى دختر، و ثمن آن را براى زن قرار داد، و ما بقى آن را بدختر مردود ساخت، و بموالى چيزى از آن را نداد.
تذكّر: «حنان، در بعض از نسخ «حيّان» است، و در بعض ديگر «حسّان» و بنظر ميرسد كه «حبّان» صحيح باشد».
باب ميراث موالى
چون كسى مولائى بجاى گذارد، چه آن مولى منعم باشد- يعنى ارباب- و چه مورد انعام- يعنى غلام-، و وارثى جز او بجاى نگذارد، مال براى او است.