ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣٢ - باب ميراث فرزند صلبى
معروض داشتم: فدايت شوم، مردى مرده است، و دخترش و عمويش را از خود بجاى نهاده است، امام فرمود: مال متعلّق بدختر است، گفت معروض داشتم: مردى مرده است، و دختر و برادرى- يا گفت: برادرزادهاش را- از خود بجاى نهاده است، امام ٧ مدّتى سكوت كرد، و آنگاه فرمود: مال متعلّق به آن دختر است.
شرح: «وجه سكوت امام ٧ شايد اين باشد كه همه حاضران توجّه كنند، و يا براى اينكه موضع تقيّه است يا نه».
٥٦٠٨- و علىّ بن حكم، از علىّ بن أبى حمزه روايت كرده است كه گفت: از امام ابو الحسن ٧ در باره يكى از همسايگانم سؤال كردم كه مرده است، و دخترانى بجاى نهاده است؟ امام فرمود: مال متعلّق به آن دخترانست.
٥٦٠٩- و حسن بن محبوب، از علىّ بن رئاب از زراره از امام ابو جعفر باقر ٧ در باره مردى روايت كرده است كه مرده، و دخترش، و خواهر پدر و مادريش را بجاى نهاده است. امام فرمود: مال متعلّق بدختر است، و خواهر پدرى و مادرى بهرهاى ندارد.
٥٦١٠- و بزنطى، طىّ نامهاى از امام ابو الحسن ٧ در باره مردى سؤال كرد كه مرده است، و دخترش و برادرش را بجاى نهاده است، امام فرمود: مال را بدختر تسليم كن، در صورتى كه از عموى دختر بيم و هراسى نداشته باشى.
شرح: «در پارهاى از نسخ بجاى
«عمّها» «عملها»
آمده، و در اين صورت