ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٦ - كتاب فرائض و مواريث باب إبطال عول در مواريث
خدا او را واپس نهاده است تعلّق ميگيرد، و اگر چيزى باقى نماند بهرهاى ندارد.
آنگاه زفر بن اوس گفت: پس چه عاملى تو را از آن باز داشت كه اين رأى را با «رمع» در ميان گذارى؟ ابن عبّاس گفت: از او ترسيدم. پس زهرى گفت: بخدا قسم اگر رأى امام عادلى كه كارش بر ورع بنياد شده بر اين رأى مقدّم نشده بود، و بصورت كارى امضاء شده و گذشته در نيامده بود، حتّى دو نفر از اهل علم در اين باره با ابن عبّاس اختلاف نميكردند.
شرح: «در اينكه گفت: «اگر چيزى باقى نماند بهرهاى ندارد» اشكال واضحى است، زيرا اگر مؤخّر و مقدّم را در يك مرتبه در نظر بگيريم و ميراث را على ما فرض اللَّه تقسيم كنيم و چنانچه جمع فرائض از يك واحد بيش بود از سهام آنان كه خدا مقدّم داشته كسر كنيم چگونه تصوّر بىبهره ماندن آنان كه خداوند مؤخّر كرده است مىشود؟! جز اينكه بگوئيم وى بر فرض محال اين كلام را گفته است براى مبالغه».
٥٦٠٣- فضل گفت: و عبد اللَّه بن وليد عدنى راوى سفيان (ثورى) روايت كرده است كه گفت: ابو القاسم كوفى تلميذ أبو يوسف از أبو يوسف براى من حكايت كرد كه گفت: ليث بن أبى سليم، از أبو عمرو عبدى از ابن سليمان[١]، از على بن ابى طالب ٧ براى من حكايت كرد كه او ميفرمود: فرائض از شش سهم تشكيل ميشوند: دو ثلث چهار سهم، و نصف سه سهم، و ثلث دو سهم، و ربع يك سهم و نيم، و ثمن سه ربع سهم، و هيچ كس با وجود فرزند جز پدر و مادر و زوج و زن ارث نميبرد و مادر را جز فرزندان و برادران از ثلث محجوب نميسازند. و سهم زوج از نصف نميفزايد، و از ربع نميكاهد،
[١] ابو عمرو عبدى اشتباه است و صحيح ابو عمرو عبيدة السلمانى است كه از اصحاب امير المؤمنين است.