قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤٢ - فصل سوم - در اموالى كه مالك خاص ندارد
كه براى زيارت يا نماز يا دعا يا قرائت به جايى از آنها سبقت بگيرد كسى حق مزاحمت او را ندارد. و آيا زيارت اولويتى بر غير آن دارد- مانند نماز در مسجد نسبت به غير آن، اگر بگويم نماز اولويت دارد- خالى از وجه نيست؛ لكن اين وجه، وجيه نمىباشد مانند اولويت كسى كه از شهرهاى دور به زيارتگاهها مىآيد نسبت به مجاورين آنها، اگرچه براى مجاورين سزاوار است كه رعايت آنها را بنمايند. و حكم مفارقت از مكان و گذاشتن رحل و بقاى آن، مانند آن است كه در مساجد گذشت. ج ٣ ص ٣٨١
(٢٩)
مسأله ٢٠- و از مشتركات، مدارس است- نسبت به طلاب علم يا طايفه خاصى از آنها در صورتى كه واقف آنها را به صنف خاصى اختصاص دهد، چنانكه اگر آنها را به صنف عرب يا عجم يا طالب علوم شرعى يا خصوص فقه مثلًا اختصاص دهد- پس كسى كه به حجرهاى از آن سبقت بگيرد او سزاوار به آن است مادامى كه با اعراض از آن جدا نشود، اگرچه مدت سكونت، طول بكشد، مگر اينكه واقف براى آن، مدّت معينى شرط نمايد- مانند سه سال مثلًا- پس بر او لازم است كه بعد از گذشت آن مدت بدون مهلت، از آنجا بيرون رود، اگرچه امر به خروج نشود، يا متّصف بودن به صفتى را شرط نمايد و آن صفت از او زايل شود مانند اينكه شرط كند كه مشغول تحصيل يا تدريس باشد و به خاطر بيمارى يا پيرى و مانند آن از آن عاجز شود. ج ٣ ص ٣٨١
(٢٩- ٨٢)
مسأله ٢١- حق ساكن مدرسه با خروج از آن به خاطر حاجت عادى مانند خريدن خوردنى يا آشاميدنى يا پوشيدنى و مانند آنها، قطعاً باطل نمىشود، اگرچه رحلش را آنجا نگذارد و لازم نيست كه كسى را جاى خودش قرار دهد. بلكه با مسافرتهاى متعارف و عادى- مانند رفتن براى زيارت يا تحصيل معاش يا معالجه- با قصد برگشتن و باقى گذاشتن متاع و رحلش حقش باطل نمىشود، مادامى كه مدّت آن به طورى طول نكشد كه عرفاً سكونت و اقامت در آنجا صدق ننمايد و زايد بر متعارف موجب معطل نمودن محل نشود و واقف مدت معينى را شرط نكرده باشد، مانند اينكه شرط كرده باشد كه خروج او مثلًا بيشتر از يك ماه يا دو ماه نباشد، كه در اين صورت اگر مدّت خروجش از آن مدت تجاوز كند حقش باطل مىشود. ج ٣ ص ٣٨١- ٣٨٣
(٢٩- ٨٢)
مسأله ٢٢- اگر كسى كه استحقاق سكونت در مدرسه را دارد، در حجرهاى از آن اقامت نمايد، حق دارد ديگرى را از مشاركت با خود جلوگيرى نمايد، در صورتى كه