قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣١٠ - فصل پنجم - در معاملاتى كه موضوع آن مال غير است يا معاملات فضولى
تصرف كرده و هم اكنون مشترى در ملك مذكور درخت كاشته كه فعلًا مثمرثمر شدهاند لطفاً بفرماييد تكليف ملك و درختها چيست؟
ج- اگر كسى كه ملك را فروخته ولايت شرعيه نداشته ملك از صاحب اصلى آن است و درختها ملك مشترى است و بايد اجرت المثل زمين را به صاحبش بدهد.
ج ٢ ف ص ١٠٥- ١٠٦
(٣١٤- ٣٩٣)
س ٢٠٠- چند برادر كه چند قطعه زمين از پدر ارث بردهاند در حالتى كه بعضى از آنها صغير و بعضى غائب بودهاند برادر بزرگ يك قطعه زمين را قبل از قسمت به شخصى فروخته و قيمت زمين را اخذ نموده و به مصرف معيشت مشترك رسانيده بعد از آنكه برادر صغير، كبير و برادر غائب، حاضر شده نه مشترى از اينها درخواست اجازه نموده و نه برادر بايعش و نه آنها متوجه و ملتفت بودهاند كه شرعاً حق دارند بيع مزبور را اجازه نكنند به اين عنوان زمين تا مدت بيست سال يا بيشتر در دست مشترى مىماند حالا كه مشترى فوت كرده ادعا دارند كه ما بيع مزبور را اجازه نكردهايم و حق زمين خود را از ورثه مشترى فسخ مىكنيم ورثه مشترى مدعى هستند كه حق نداريد؛ زيرا شما در اين مدت طولانى ساكت بودهايد و ادعاى فسخ نكردهايد و ماليات را دولت از ما اخذ كرده آيا اين دو برادر حق فسخ دارند يا خير؟
ج- در صورتى كه بعد از اطلاع به فروش قطعه زمين، رضايت به آن دادهاند ولو به خيال اينكه عمل برادرشان صحيح و نافذ است حق فسخ ندارند. ج ٢ ف ص ١٦١
(٣٥٢)
س ٨٤- برخى از بستگان متوفّى خانه او را بدون اذن ورثه فروختهاند، اكنون كه پس از چند سال ورثه مطّلع شدهاند مخالفت مىكنند، حكم شرعى را بيان فرمائيد؟
ج- در فرض مرقوم كه فروش خانه بدون اذن و اجازه ورثه واقع شده معامله باطل است، و خانه در ملك ورثه باقى است. ج ٣ ف ص ٤١٢
- ر. ك. ٨٢ س ١١٠- ١٩٧ س ٢٢- ٣٥٢ س ٢٨- ١٠٤٩ س ٧٦- ١٠٧١ س ٤٠- ١٠٧٣ س ٥٨- (ايقاع فضولى ١١٣٣ س ٢، ٣١٤، ١٤- ١١٣٨ س ٤٥- ١١٤٠ س ١٧- ١٠٤٩ س ٧٦).
ماده ٢٤٨: اجازه مالك نسبت به معامله فضولى حاصل مىشود به لفظ يا فعلى كه دلالت بر امضاء عقد نمايد.