قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٠٢ - مبحث دوم - در وقف
ارشديّت و اتقائيّت را فقط به شهادت چهار نفر مشخّص با اسم و رسم، منحصر ساخت و شهادت كتبى و شفاهى ساير علماء و ثقات مؤمنين اعتبار ندارد؟
٣- بالأخره آيا با توجه به متن مذكور مىتوان توليت را با موجود بودن اولاد ذكور از نسل واقف، از آنها سلب و به جاى انتخاب ارشد و اتقاى آنها موقوفه را بدون متولّى گذاشت.
ج- متولّى شرعى كسى است كه اوصاف شرط شده در وقف را دارا باشد و در صورت اختلاف، بايد به حاكم شرع مراجعه و حل و فصل شود. ج ٢ ف ص ٣٩٢
س ١٤٦- واقف مسجد خود را متولّى، و عزل و نصب امام مسجد را در حيطه توليت خود قرار داده است، آيا صحيح است يا خير؟
ج- جعل توليت براى مسجد صحيح نيست و عزل و نصب او اثر ندارد. ج ٢ ف ص ٣٩٦
س ١٤٧- شخصى مقدارى زمين را براى مسجد وقف كرده ولى متولّى معين نكرده؛ اهالى، امام جماعتى را دعوت مىكنند و به سعى ايشان مسجد آباد و تكميل مىگردد، آيا رضايت صاحب زمين در صحّت نماز امام و اهالى شرط است يا نه؟
ج- مسجد متولّى ندارد و رضايت كسى در عبادت در آن معتبر نيست ولى تصرّفاتى كه منافى با احترام مسجد يا مزاحم نمازگزاران باشد جايز نيست. ج ٢ ف ٣٩٦- ٣٩٧
س ١٤٨- مسجدى است كه موقوفاتى هم دارد بانى مسجد بر اساس وقفنامهاى براى مسجد و موقوفاتش، متولّى و ناظر تعيين نموده و متجاوز از يك قرن است كه در تحت يد متولى و اعقاب وى بوده و هم اكنون متولّى در شهر ديگرى است و براى رسيدگى به امور موقوفه براى خود نمايندهاى تعيين نموده؛ در چنين صورتى آيا مىتوان بدون اذن متولّى و يا نماينده آن در رقبات تصرّف نمود و در آن مسجد نماز خواند يا نه؟
ج- مسجد توليت بردار نيست و نماز خواندن در آن موقوف بر اجازه كسى نيست ولى تصرّف در موقوفات مسجد منوط به نظر و اجازه متولّى شرعى [آنها] است. ج ٢ ف ص ٣٩٧
ماده ٧٦: كسى كه واقف او را متولى قرار داده مىتواند بدواً توليت را قبول يا رد كند و اگر قبول كرد ديگر نمىتواند رد نمايد و اگر رد كرد مثل صورتى است كه از اصل متولى قرار داده نشده باشد.