قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٧١ - مبحث اول - در قواعد عمومى
تومان خريدارى نمودهام كه مبلغ هزار تومان آن را نقداً در محضر پرداخت نمودم و مابقى دو فقره چك به مدت سه و چهار ماهه كه قسط اول هم پرداخت شده و قسط آخر به مبلغ سى هزار تومان باقى مانده است با در نظر گرفتن اينكه زمين باير است نظر حضرت عالى درباره باقيمانده پول زمين مزبور چيست آيا بايد قسط آخر را بدهم يا خير؟
ج- بدهى بايد پرداخت شود مگر آنكه شرعاً ثابت شود كه فروشنده مالك زمين نبوده است. ج ٢ ف ص ٥٦٨
س ٢- كسى در محضر چهار نفر از مؤمنين اموالش را به سه قسمت ميان خود و پسرش و نوهاش تقسيم نمود و يك سوم را براى خودش نگهداشت و دو سوم ديگر را به عنوان هبه به پسر و نوهاش واگذار نمود و هبه نامه به وسيله شخص ديگرى نوشته شد و او بعد از چند سال از دنيا رفت و در پى او نوهاش هم درگذشت و دو برادر و يك خواهر مادرى نابالغ به جاى گذاشت ولى هنگام مطالبه سهم نوه به وسيله ولى وارثين صغيرش، نويسنده هبه نامه آمد و براى پسر اظهار داشت كه هبه پدرت براى نوهاش واقعى نبود، بلكه يك نوع حيله و بهانه بود و اين مطلب را قبلًا پدرت به من گوشزد نموده بود و از اظهار اين مطلب هم مرا منع كرده بود آيا چنين ادعائى از نويسنده هبه نامه مسموع است يا خير؟
ج- هبه واقع شده محكوم به صحت است مگر مدّعى فساد به طريق شرعى دعواى خود را ثابت كند. ج ٢ ف ص ٣٢٦- ٣٢٧
س ١٦- شخصى كه در سنوات گذشته همواره كارهاى دائمى وى نوازندگى و سلمانى و دوره گردى بوده است، در سال ١٣٥٠ در پيشگاه خداى بزرگ توبه نموده است و در آن ايّامى كه اشتغال به كسبهاى فوق داشته پولهايى را كه در مسير آن كسبها از مردم اخذ نموده از همان پولها پس از توبه زمينى را خريدارى كرده و با كمك مردم محل حسينيهاى ساخته است و خمس پولها را نيز پرداخته و از مراجع رسيد دريافت نموده است آيا اكنون برگزارى مجالس عزادارى در اين حسينيه و اقامه نماز جايز است يا خير؟
ج- اگر علم به وجود مال حرام در پولى كه براى خريد و تأسيس حسينيّه داده است