قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٩٣ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
س ١١- شخصى يك قطعه زمين از زمينهاى موات اطراف شهرى را گرفته است و شخص ديگرى آمده و مدعى است كه اينجا مال من است. به او گفته مىشود مدرك بياور او مىگويد مدرك ندارم در اين مورد تكليف چيست؟
ج- اگر از زمينهاى موات بالاصل است و متعلق حق كسى نيست هر كس آن را با شرايط معتبره در احياء، احياء كند مالك مىشود، و اگر كسى آن را تحجير كرده باشد حق اولويت با او است و در مورد نزاع به محاكم صالحه مراجعه شود.
ج ٢ ف ص ٥٧٢
(١٤٢)
س ١٢- مزرعه ديمزارى است تقريباً به مقدار سى هزار هكتار كه فاقد هرگونه آب چشمه و يا قنات مىباشد و فقط صرفاً استفاده زراعتى ديمى از آن مىشود كه به وسيله خود كشاورزان احياء و زراعت مىشود ليكن بعضى افراد حسب مرسوم رژيم طاغوتى از نظر ثبت خود را مالك آن مزرعه دانسته و از دسترنج زارعين كه آن را احياء كرده و زراعت مىنمايند سهمى دريافت مىكنند، با عنايت به شرح فوق آيا زارعين مزرعه مذكور كما فى السابق بايد بهره مالكانه مالك ثبتى و اسمى را كه هيچگونه عملى در آن اراضى انجام نداده و نمىدهند بپردازند و يا طبق اعلاميه دولت جمهورى اسلامى بر حسب شرع مالك زمين كسى است كه آن را احيا و زراعت نموده و مدعيان صرف مالكيت ثبتى حقى به دسترنج زارعين زحمت كش ندارند؟
ج- ثبت، مدركيت شرعيه ندارد و اگر زمين موات بالاصل بوده و حريم هم نبوده و كشاورزان براى خودشان آن را احياء كرده باشند با وجود شرايط مالك هستند و رسيدگى موكول است به دولت اسلامى. ج ٢ ف ٥٧٢- ٥٧٣
(١٢٩٠)
س ١٣- اينجانبان حدود بيست و هشت سال در يك قطعه زمين كه قبلًا موات بوده و در حدود دوازده هكتار مىباشد به صورت ديمزار كشاورزى مىنموديم، در يك ده كه احدى تا آن زمان كشاورزى ديم نمىكرد امسال براى توسعه كشاورزى اقدام به حفر چاه نموده و با نظريّه مهندسين كارشناس از سازمان آب منطقه تهران مورد حفاظت منابع آب پروانه حفر چاه براى ما صادر كردهاند كه روى آن پروانه جهت حفر چاه و نصب موتور و ساختن موتورخانه از بانك كشاورزى وام هم گرفتهايم اكنون عدهاى از به كار انداختن چاه مزاحمت مىنمايند لطفاً بفرماييد: اين زمين و چاه مال ما است يا خير؟ و در صورتى