قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٤ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
مسأله ٢٠- تحجير، مفيد اولويت است- همان طور كه قبلًا اشاره كرديم- و مفيد ملكيت نيست؛ پس فروش آن، بنابر احتياط (مستحب) صحيح نمىباشد؛ اگرچه جواز آن بعيد نيست. البته صلح از آن صحيح است و ارث برده مىشود و در معامله ثمن واقع مىشود؛ زيرا آن حقى است كه قابل نقل و انتقال است.
ج ٣ ص ٣٦٣
(٣٤٨- ٧٥٢- ٨٦٩)
مسأله ٢١- در مانع شدن تحجير، شرط است كه تحجير كننده بتواند كه به آباد نمودن آن ولو بعد از زمان طولانى قيام نمايد به شرطى كه موجب تعطيل موات نباشد؛ پس كسى كه بر احياى آنچه را كه تحجير نموده- يا از جهت فقر يا از جهت عاجز بودنش از تهيّه اسباب آن- قدرت نداشته باشد، تحجير او اثرى ندارد و براى غير او جايز است كه آن را احيا نمايد. و همچنين اگر بيشتر از مقدار تواناييش بر احياء، تحجير كند، تحجيرش اثرى ندارد، مگر در آن مقدارى كه توانايى بر آباد نمودن آن دارد؛ و اما نسبت به زيادتر از آن حق ندارد ديگرى را از احياى آن جلوگيرى كند. بنابراين، كسى كه از احياى موات عاجز است، حق تحجير و سپس انتقال آنچه را كه تحجير نموده به ديگرى را با صلح يا غير آن ندارد؛ چه به طور مجانى باشد يا در مقابل عوض؛ زيرا براى او حقى حاصل نشده تا آن را به ديگرى منتقل نمايد. ج ٣ ص ٣٦٣
مسأله ٢٢- در تحجير، مباشرت معتبر نمىباشد؛ بلكه جايز است كه با وكيل نمودن يا اجير نمودن شخص ديگر باشد؛ پس حقى كه به سبب تحجير حاصل مىشود براى موكل و مستأجر ثابت مىشود، نه براى وكيل و اجير. و اما كفايت وقوع آن از شخص به طور نيابت از شخص ديگرى كه بعداً آن را اجازه دهد در ثبوت حق تحجير براى منوب عنه (اجازه دهنده) بعيد است. ج ٣ ص ٣٦٣
(٦٦٢- ٥١٤- ٢٤٧)
مسأله ٢٣- اگر آثار تحجير، قبل از آنكه تحجير كننده اقدام به آبادى آن بنمايد، خود به خود از بين برود حقش باطل مىشود و موات به همان وضعى كه قبل از تحجير بود برمىگردد. و اما اگر به وسيله فعل كسى غير از تحجير كننده از بين برود بعيد نيست كه با نزديك بودن زمان محو آثار، حقش باقى بماند. و در صورت طولانى بودن مدت، ظاهر آن است كه مطلقاً باطل مىشود. بلكه در صورتى كه آثار آن خود به خود از بين رفته باشد، در صورتى كه به خاطر طول كشيدن مدت تعطيل آن نباشد، بعيد نيست كه حقش