قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٢ - باب اول - در احياء اراضى موات و مباحه
بلادى كه عادت آنها كشيدن ديوار بر آن است بنابر اقوى معتبر نمىباشد، بلكه ظاهر آن است كه آب دادن هم معتبر نباشد، پس مجرد كاشتن درختهايى كه قابل نمو مىباشند در احياى آن كفايت مىكند. ج ٣ ص ٣٦٩
مسأله ٤- احياى چاه در زمين موات به حفر نمودن آن تا اينكه به آب برسد، حاصل مىشود، پس با اين كار مالك آن مىگردد و قبل از آن تحجير است، نه احيا. و احياى قنات به اين است كه چاهها را بكند تا آنكه آب آن بر زمين جارى شود. و احياى نهر به كندن و رساندن آن به آب مباح مانند شط و مثل آن مىباشد، به طورى كه فاصله بين آنها كم باشد مانند مرز و سيل بند كوچك و با اين كار، احياى نهر كامل مىشود و حفر كننده آن مالكش مىگردد و جريان آب بالفعل در آن معتبر نمىباشد اگرچه جارى شدن آب، در تملك آبها معتبر مىباشد. ج ٣ ص ٣٦٩
(١٤٨- ١٦٠)
س ٧- زمينى را، از مسلمانى كه زمين را تسطيح و جدول بندى نموده بود، طبق سند رسمى و موازين شرعى و قانونى خريدارى و در آن احداث اعيانى مدرسه و درختكارى و لوله كشى آب و برق و غيره نموده، آيا فعلًا اين زمين و اعيانى جزو موات و ملى است يا خير؟
ج- زمينى كه در آن احداث ساختمان و درختكارى شده باشد جزو اراضى موات محسوب نيست ولى اگر ساختمان و درختكارى در ملك يا حريم ملك غير يا در مرافق عمومى احداث شده باشد موجب حق براى صاحب آن نمىشود و رسيدگى در اين باره موكول به مقامات صالحه است. ج ٢ ف ص ٥٧٠- ٥٧١
(١٣٩)
س ٨- زمينى است به مساحت معيّنى در محلى كه متعلّق به سه نفر است و تعداد زيادى اشجار مثمره و غير مثمره در آن غرس نمودهاند، آيا اين، شرعاً عمران محسوب مىگردد يا خير؟
ج- اگر به قصد احياء و استملاك زمين در آن غرس اشجار شده و به صورت باغ درآمده، عمران محسوب است و به احياء كننده يا وارث او اختصاص دارد.
ج ٢ ف ص ٥٧١
(١٤٣)
ماده ١٤٢: شروع در احياء از قبيل سنگ چيدن اطراف زمين يا كندن چاه و غيره تحجير است و موجب مالكيت نمىشود ولى براى تحجير كننده ايجاد حق اولويت در احياء مىنمايد.