راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٤ - درجات زهد و اقسام آن
درجه دوم- آن كه به سبب رغبت در كسب پاداشهاى الهى و رسيدن به نعمتهاى اخروى و لذّات موعود در بهشت اعمّ از حور و قصور و جز اينها زهد مىورزد. اين زهد صاحبان رجاست، چه اينان دنيا را براى قناعت در برابر تهيدستى و رهايى از درد و رنج ترك نكردهاند بلكه اينان به نعمتهايى دايمى و بىپايان طمع كرده و دل بستهاند.
درجه سوم- كه برترين درجات زهد مىباشد آن است كه جز به خداوند و ديدار او رغبت نداشته باشد و دلش به دردها و رنجهاى خود توجّه نكند تا طالب رهايى از آنها باشد. همچنين به لذّات دنيا نظر نداشته باشد تا رسيدن و دست يافتن بر آنها را بخواهد بلكه انديشه او مستغرق در خدا باشد، و اوست كه چون روز را آغاز كند افكارش يكى مىشود و اوست كه موحّد حقيقى است و جز خدا را طالب نيست. اگر كسى غير خدا را طلب كند غير خدا را پرستيده است چه هر مطلوبى معبود است و هر طالبى نسبت به مطلوب خود بنده و برده است و طلب غير خدا شرك خفى است، و اين زهد محبّان است. اينها عازمانند، زيرا تنها كسى خدا را دوست مىدارد كه او را بشناسد. چنان كه اگر كسى دينار و درهم را بشناسد و بداند كه نمىتواند هر دو را داشته باشد دينار را اختيار كرده آن را دوست خواهد داشت. از اين رو آن كه خدا را بشناسد و لذّت نظر بر وجه كريم او را بداند و دانسته باشد كه جمع ميان اين لذّت و لذّت تنعّم به حوران بهشتى و نظر كردن به كاخها و سبزى درختها غير ممكن است جز لذّت نظر بر وجه الهى را نمىگزيند و جز آن را دوست نمىدارد.
گمان مكن كه بهشتيان به هنگام نظر كردن به وجه الهى در دلهاى آنها جايى براى لذّت حور و قصور باقى مىماند، بلكه اين لذّت در مقايسه با لذّت نعمتهاى بهشتى مانند مقايسه لذّت پادشاهى دنيا و استيلا بر سراسر جهان و همه مردمان با لذّت چيرگى بر يك گنجشك و بازى با آن است. از نظر اهل معرفت و ارباب دل طالبان نعمتهاى بهشتى همچون كودكانى هستند كه لذّت پادشاهى را ترك مىكنند و خواهان گنجشك و بازى با آن هستند، و اين به سبب نارسايى فهم آنها از درك لذّت پادشاهى است نه آن كه بازى با گنجشك حقيقتا عاليتر و لذيذتر از استيلاى بر همه خلق و پادشاهى بر آنهاست.
امّا تقسيم زهد نسبت به چيزى كه از آن روى گردانيده مىشود در آن اقوال بسيارى است كه شايد از صد متجاوز باشد، و ما به نقل آنها نمىپردازيم بلكه به آنچه همه آن