راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤٤٢ - درجات زهد و اقسام آن
شود و شهوت او را به سوى خود بكشاند و به دنيا و استفاده از خوشيهاى آن كم يا زياد بازگرداند.
درجه دوم- دنيا را به سبب ناچيزى آن در برابر آنچه طمع دارد از روى رغبت ترك مىكند. همچون كسى كه از يك درهم براى دو درهم صرفنظر مىكند، چه اين امر براى او مشقّتآور نيست هر چند به اندكى انتظار نياز دارد. ليكن اين زاهد ناگزير زهد خود را مىبيند و بدان توجّه دارد و مانند فروشنده است كه كالاى فروخته شده خود را مشاهده مىكند و متوجّه آن است، بنا بر اين امكان دارد كه اين زاهد به خود و زهد خويش فريفته شود و گمان كند كه چيز ارزشمندى را براى چيز ارزشمندترى ترك كرده است، و اين نقصان است.
درجه سوم- كه عاليترين درجات است اين كه از روى رغبت زهد ورزد و در زهد خود زاهد باشد و آن را نبيند، چه او معتقد نيست كه چيزى را ترك كرده و دنيا از نظر او ناچيز و لاشىء است و مانند كسى است كه سوسكى را داده و گوهرى گرفته است، لذا اين عمل را معاوضه نمىداند، و خود را تارك چيزى نمىشمارد. بىشكّ دنيا در برابر خدا و نعمتهاى آخرت از سوسك نسبت به گوهر بسى پستتر است، و اين زهد كامل است و سبب آن كامل بودن معرفت است. چنين زاهدى از خطر توجّه به دنيا مصون است، چنان كه آن كس كه سوسك را داده و گوهر را گرفته از اين كه بخواهد اين معامله فسخ شود ايمن است.
ابو يزيد به ابى موسى عبد الرّحيم گفت: در چه چيزى سخن مىگويى؟ پاسخ داد: در زهد. گفت: زهد در چه چيزى؟ پاسخ داد: در دنيا. ابو يزيد دستش را فشاند و گفت:
گمان كردم كه تو درباره چيزى سخن مىگويى، دنيا چيزى نيست تا در آن زهد ورزى.
مثل كسى كه دنيا را براى آخرت ترك كند از نظر اهل معرفت و كسانى كه دلهايشان از طريق مشاهده و مكاشفه آباد گشته مثل كسى است كه سگ دربان پادشاه او را از ورود به كاخ شاه مانع شود و او لقمه نانى در پيش وى اندازد و سگ را به خود مشغول سازد، و وارد كاخ شود و نزد پادشاه تقرّب يابد تا آن حدّ كه دستورهاى او در همه اقطار كشور نافذ و جارى شود.
آيا گمان مىكنى او با انداختن لقمه نانى در پيش سگ و تقرّبى كه در برابر آن نزد شاه به دست آورده است براى خود قدرت و موقعيّتى نزد پادشاه تصوّر مىكند، شيطان