راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١ - اقسام گناهان و نسبت آنها با صفات انسان
خاصّى دارد، همان گونه كه شكر و سركه و زعفران در سركنگبين مقتضى آثار مختلفى است:
١- صفات فرعونى و آن مقتضى خوى خود برتر بينى، فخر فروشى، سلطهجويى، ستايش خواهى عزّت طلبى، مالدوستى، حبّ بقا و دوام و برتريجويى بر همه است تا آن جا كه بگويد: أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى. از اين صفات تعدادى گناهان كبيره منشعب مىشود كه مردم از آنها غافلند و آنها را گناه به شمار نمىآورند، در حالى كه آنها مهلكات بزرگى بوده و منشأ گناهان بسيارى مىباشند چنان كه در بخش مهلكات شرح دادهايم.
٢- صفات شيطانى كه از آنها حسادت، سركشى، حيله گرى، فريبكارى و امر به فساد و منكر منشعب مىشود، و غشّ، نفاق و دعوت به ايجاد بدعت و ضلالت نيز از جمله همين صفات است.
٣- صفات حيوانى و از جمله آنهاست: آز، پرخورى، شكمبارگى و زنبارگى و از اينها زنا، لواط، دزدى، خوردن مال يتيم، گرد آورى مال براى شهوترانى منشعب مىشود.
٤- صفات سبعى و درّندگى است كه خشم، كينه هجوم بردن به مردم و زدن آنها، ناسزا گفتن و تصرّف اموال مردم از اين صفات منشعب مىشود، و دستهاى از گناهان از اينها به وجود مىآيد. اين صفات در فطرت انسان بتدريج ظاهر مىشود. در آغاز صفات حيوانى بر طبع چيره مىگردد پس از آن صفات سبعيّت و درّندگى است، و چون اين صفات در طبع گرد آيند عقل را در خدمت خود قرار داده آن را در راه خدعه و مكر و حيله به كار مىبرند و اين همان صفت شيطانى است، سپس صفات فرعونى بر او غالب مىشود كه عبارتند از فخر فروشى، عزّت طلبى، برتريجويى، طلب بزرگى و كبريايى و قصد استيلا بر همه مردم و اينها ريشه و اصول همه گناهانند. سپس گناهان از اين منابع سرچشمه گرفته به سوى همه اعضا و جوارح سرازير مىشوند. برخى از آنها بويژه در دل جا مىگيرند مانند كفر، بدعت، نفاق، بدانديشى نسبت به مردم بعضى در چشم و گوش ظاهر مىشوند، و برخى بر زبان و پارهاى بر شكم و فرج و دستهاى بر دستها و پاها و برخى بر همه بدن غلبه مىيابند. چون اين مطلب بر همگان روشن است نيازى به توضيح و تفصيل نمىبينيم.
تقسيم دوم: بدان گناهان منقسم مىشوند به آنچه ميان بنده و خداست، و آنچه تنها به بنده اختصاص دارد مانند ترك نماز، روزه و واجباتى كه خاصّ خود اوست، و ديگر