راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٦ - فضيلت خوف و ترغيب به آن
است، چه نكوهش چيزى ستايش ضدّ آن است كه آن را نفى مىكند، و ضدّ خوف ايمنى است چنان كه ضدّ رجا نوميدى است، و همان گونه كه نكوهش يأس دليل فضيلت رجاست نكوهش ايمنى دالّ بر فضيلت خوف است كه ضدّ آن مىباشد، بلكه مىگوييم:
هر چه درباره فضيلت رجا وارد شده دليل بر فضيلت خوف است، زيرا اين دو متلازمند، چه هر كس اميد به محبوبى دارد ناگزير از فوت آن بيمناك است و اگر از فوت آن بيم نداشته باشد او را دوست نمىدارد و به او اميد ندارد. از اين رو خوف و رجا ملازم يكديگرند و جدا كردن آنها از هم محال است. بلى رواست كه يكى بر ديگرى غلبه كند در حالى كه هر دو مجتمع باشند و نيز ممكن است دل به يكى از آن دو مشغول باشد و در همان حال به سبب غفلت به ديگرى توجّه نكند، زيرا خوف و رجا مشروط به اين است كه به چيز مشكوكى تعلّق داشته باشند و در چيز معلوم خوف و رجايى نيست چه محبوبى كه وجود و عدم او رواست ناگزير فرض وجود او مايه آسايش دل است و اين رجاست، و فرض عدم او سبب به درد آمدن دل است كه همان خوف است و چون امر مورد انتظار مشكوك باشد اين دو فرض ناگزير با هم تقابل دارند، آرى گاهى يكى از دو طرف شك به سبب حضور بعضى اسباب بر ديگرى رجحان پيدا مىكند و اين را ظنّ مىنامند و اين امر سبب غلبه يكى بر ديگرى مىشود و هر گاه وجود محبوب بر ظنّ غلبه كند رجا قوّت مىگيرد و خوف در مقايسه با آن ضعيف و پنهان مىشود و همچنين است عكس آن، ليكن در هر حال اين دو ملازم و همپاى يكديگرند. از اين رو خداوند متعال فرموده است: وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً«٢١» و نيز: يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً«٢٢» و به همين سبب عرب از خوف به رجا تعبير مىكند. خداوند متعال فرموده است: ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً«٢٣» يعنى: لا تخافون (نمىترسيد) و در قرآن در بسيارى جاها رجا به معناى خوف آمده است و اين به سبب ملازمهاى است كه ميان آنهاست، چه عادت عرب بر اين است كه در تعبير از چيزى ملازم آن را بيان مىكند. بلكه مىگويم: هر چه در فضيلت گريه از خوف خدا وارد شده بيان فضيلت خشيت يا ترس از خداست، زيرا گريه ثمره خشيت
«٢١» انبياء / ٩٠: و از روى اميد و بيم ما را مى خوانند.
«٢٢» سجده / ١٦: پروردگار خود را با بيم و اميد مى خوانند.
«٢٣» نوح / ١٣: چرا شما براى خدا عظمت قايل نيستيد؟!