راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٤٨ - فضيلت خوف و ترغيب به آن
و نيز مىفرمود: «پروردگارا دو چشم گريان روزى من كن كه با ريختن اشك شفا يابند پيش از آن كه اشكها خون و دندانها آتشى افروخته شوند.»«٣٣»
و نيز: «خداوند هفت كس را در روزى كه سايهاى جز سايه او نيست در زير سايه خود قرار مىدهد و از آنان مردى را كه ذكر كرد كه خدا را در خلوت ياد كند و اشكش جارى شود.»«٣٤»
از حنظله روايت شد كه گفته است: نزد پيامبر خدا (ص) بوديم و آن حضرت موعظهاى كرد كه دلهاى ما نرم و اشك از چشمانمان جارى شد و خود را بازشناختيم.
چون پيش خانوادهام بازگشتم و زنم نزديك من آمد و ميان ما از دنيا سخن رفت آنچه را كه نزد پيامبر خدا (ص) بر آن بوديم فراموش كردم و در دنيا درافتاديم. سپس آنچه را كه در آن بودم به يادم آمد و به خود گفتم كه منافق شدم تا آن جا كه خوف و رقّتى كه داشتم از من زايل شده است. از خانه بيرون آمدم و فرياد زدم كه حنظله منافق شده است. پس بر پيامبر خدا (ص) وارد شدم و گفتم: حنظله منافق گرديده است، فرمود: «هرگز چنين نيست.» عرض كردم: اى پيامبر خدا! ما در خدمت تو بوديم، ما را موعظهاى فرمودى كه دلهاى ما ترسان شد و اشك از چشمانمان فرو ريخت و خود را باز شناختيم، چون نزد خانواده خود بازگشتيم به سخن دنيا پرداختيم و آنچه را كه در نزد تو بر آن بوديم فراموش كرديم. فرمود: «اى حنظله اگر شما هميشه بر آن حال باشيد فرشتگان در راهها و در بسترهايتان با شما مصافحه مىكنند، ليكن اى حنظله ساعتى پس از ساعتى بر آن بايد بود.»«٣٥»
بنابراين آنچه در فضيلت رجا، گريه، تقوا، ورع و علم و نكوهش ايمنى از مكر خدا وارد شده همه دليل بر فضيلت خوف مىباشند، زيرا همه اينها به آن تعلّق دارد چه از راه سبب و يا مسبّب.
«٣٣» (( الكبير )) طبرانى در (( الدعا، الحلية )) ابونعيم از حديث ابى عمر به سند حسن ، حسين مروزى (( تعليقات )) خود بر كتاب (( الزهد و الرقائق )) ابن مبارك از روايت سالم بن عبداللّه به طور مرسل (( (المغنى ) )) مى گويم : ابن عساكر نيز آن را روايت كرده و در آن آمده است كه ((... دل را با ريختن اشك از ترس تو شفا دهند))، (( الجامع الصغير. ))
«٣٤» ?????????????????????
«٣٥» صحيح مسلم به طور مختصر، مسند طيالسى به شماره ١٣٤٥، (( اسدالغابة )) ٢/٥٨ نظير آن تحت عنوان ((حنظلة بن ربيع تميم )).