تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٢ - اشكال باصل عدم اعتبار معاملات صبى
متعاقدين بايد نسبت به تحقق مضمون عقد قصد جدّى داشته باشند و به عبارت ديگر: قصدشان از انشاء عقد به طور جدّ تحقّق مضمون عقد بوده و آنرا سبب براى ايجاد منشاء و تحققش قرار دهند در مقابل مزاح و هزل كه شخص در چ نين حالتى فاقد قصد مزبور مىباشد.
البته بايد توجّه داشت كه علاوه بر قصد مزبور تحقق دو قصد ديگر لازم و حتمى است:
الف: قصد لفظ يعنى لازم است متعاقدين لفظى را كه با آن معامله را انشاء مىكنند قصد نمايند در مقابل سبق لسان و تفوه به لفظى كه مقصود نيست.
ب: قصد استعمال يعنى واجب است متعاقدين لفظ مقصود را در مدلول حقيقى آن بكار برند در مقابل تجوز و ارتكاب مجاز.
مؤلف گ ويد:
بنابراين اعتبار هركدام از سه قصد براى احتراز از امرى است كه ايشان در كلامشان باين شرح به آن اشاره نمودهاند:
١- قصد جدى در مقابل هزل و شوخى.
٢- قصد لفظى در مقابل سبق لسان.
٣- قصد استعمالى در مقابل ارتكاب مجاز.
قوله: و اشتراط القصد بهذا المعنى: يعنى قصد جدّى نسبت به تحقق معناى عقد در مقابل هزل و شوخى مضافا به اعتبار و اشتراط دو قصد ديگر.
قوله: فلا يقع من دون قصد الى اللفظ: در مقابل اعتبار قصد به معناى دوّم كه قصد به لفظ عد باشد.
قوله: او الى المعنى: يعنى فلا يقع من دون قصد الى المعنى در مقابل اعتبار قصد بمعناى اوّل كه قصد به معنا باشد.
قوله: لا بمعنا عدم استعمال اللفظ فيه: اشاره است به اعتبار قصد بمعناى سوّم كه قصد استعمالى باشد.