تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٨ - استدلال ديگر جهت صحت بيع فضولى
فروخته است لذا آن را به من برگردان و مولاى جديد از برگرداندن كنيز امتناع مىورزيد بالاخره قرار گ ذاردند محضر مبارك امير المؤمنين على عليه السّلام مشرف شده و به قضاوت حضرتش گ ردن نهند: پ س از آنكه خدمتش شرف حضور پ يدا كرده و صورت مخاصمه را بازگو كردند امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند:
حكم آنستكه مولاى اولى كنيز و بچهاى را كه از مولاى دوّم بهم رسيده بگيرد.
مولاى دوّم وقتى اين حكم را شنيد به امام عليه السّلام قسم داد كه چ اره و علاج اين معنا چ يست كه بچه من را ديگرى برداشته؟
حضرت فرمودند:
تو نيز بچه او را (يعنى همان كسى كه كنيز را به تو فروخته) بگير تا مولاى اوّل بيع را به نفع تو تنفيذ كند، وى به همين كار اقدام كرد. وقتى پ در بچه چ نين ديد به وى گ فت پ سر من را نزد من بفرست.
مشترى گ فت: نه به خدا قسم پ سر تو را نزد تو نخواهم فرستاد مگر تو نيز بچه من را نزد من بفرستى.
مولاى اوّل وقتى چ نين ديد به ناچار بيع را اجازه داد.
مرحوم شهيد در كتاب دروس فرمودهاند:
اين حديث بر دو چ يز دلالت دارد:
الف: صحّت بيع فضولى.
ب: آنكه اجازه در بيع فضولى كاشف است.
مرحوم مصنّف مىفرمايند:
برخى از فقهاء امورى را به عنوان موهن و انتقاد به استدلال به حديث شريف ذكر نمودهاند ولى هيچيك از آنها وارد نبوده چ ه رسد باينكه روايت را از اعتبار ساقط نمايند بلكه بايد بگوئيم: