تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
خمر مجبور كنند و وى اجبارا و اكراها خانه را بفروشد چ ه آنكه بالقطع و اليقين فروش خانه بخاطر فرار از ضرر و عقاب اخروى يا احيانا بمنظور رهائى از تهديدى است كه مكره متوجه وى ساخته است.
شرح مطلوب
قوله: فقد تخلّص ممّا ذكرنا الخ: حاصل مراد مرحوم مصنّف در اين عبارت آنستكه:
بين اكراهى كه رافع حكم تكليفى است با اكراهى كه حكم وضعى را رفع مىكند عموم و خصوص مطلق است يعنى آنچه موجب رفع حكم تكليفى باشد حتما حكم وضعى را نيز رفع مىنمايد ولى ممكنست در برخى موارد اكراهى موجب رفع حكم وضعى بوده ولى حكم تكليفى را رفع نكند.
قوله: و لو لوحظ ما هو المناط الخ: مقصود آنستكه اگر ملاحظه مناط و ملاك را در اكراهين بنمائيم بين مناطين عموم و خصوص من وجه مىباشد زيرا مناط در رفع حكم تكليفى دفع ضرر است اعم از آنكه اراده و طيب نفس بوده يا نبوده باشد و ملاك در رفع حكم وضعى عدم اراده و عدم طيب نفس مىباشد اعم از آنكه دفع ضرر تحقق داشته يا متحقق نباشد.
قوله: و من هنا لم يتأمّل الخ: مشار اليه « هنا » كون المناط فى رفع الحكم التكليفى هو دفع الضرر و فى رفع الحكم الوضعى هو عدم الارادة و طيب النفس مىباشد.
قوله: من الخصوصيتين: مقصود دو فردى است كه در عرض هم و بدل از يكديگر مورد اكراه واقع شدهاند همچون طلاق هركدام از زوجتين يا هريك از دو عقد.
قوله: احدى خصوصيات المكره عليه: يعنى يكى از افراد مكره عليه هميشه در خارج تحقق پ يدا مىكند نه نفس مكره عليه زيرا مكره عليه امر كلّى است كه بدون تشخّص و لحاظ خصوصيات ابدا قابل تحقق در خارج نيست.