تشریح المطالب؛ شرح فارسی بر مکاسب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣ - تحقيق مرحوم مصنف در معناى لفظ«اكراه»
در هيچ مورد حكم به تحقّق اكراه نكنند زيرا همان طورى كه گ فتيم هميشه متعلّق اكراه فعل كلّى است نه جزئى حقيقى با كلّ مشخصات.
استدراك
سپس مرحوم مصنّف در مقام استدراك مىفرمايند:
بلى، اين معنا را بايد پ ذيرفت و به آن اعتراف كرد كه در مورد اكراه به احد العقدين يا احدى الطلاقين وقتى مكره يكى را در خارج واقع ساخت فرد واقع در خارج باعتبار خصوصيت و فرد بودنش مختار فيه بوده اگرچه به ملاحظه قدر مشترك بين آن و فرد ديگر مكره عليه مىباشد يعنى وجود خارجى آن ناشى از اكراه مكره (بكسر راء) و اختيار مكره (بفتح راء) مىباشد فلذا باعتبار اصل فعل نه استحقاق مدح را داشته و نه ذمّ را اگرچه بملاحظه خصوصيت و فرد بودنش استحقاق مزبور در حقّش ثابت مىباشد.
ثمره و ظهور آن
در موردى كه شخص را بر ارتكاب احد الامرين اكراه و اجبار كنند اعم از آنكه احد الامرين در ضمن عقدين بوده يا ايقاعين گ فته شد مورد اكراه ممكنست فرد باعتبار خصوصيت بوده و امكان دارد به ملاحظه قدر مشتركى كه در ضمن آن است ملاحظه شود و ثمره بين ايندو لحاظ آنستكه اگر اثرى بر فرد بخصوصه مترتّب باشد و فرض كنيم مكره عليه قدر مشترك بين امرين است چ ون در اين فرض خصوص فردين مورد اكراه نيستند لاجرم هركدام كه در خارج تحقق يابند صحيح بوده و در نتيجه اثر مترتب بر آن نيز بار ميشود.
مثلا اگر شخصى را بر شرب آب يا خمر اكراه نمودند و وى شرب خمر را اختيار نمود حرمت آن مرتفع نمىگردد زيرا نوشيدن شراب فعل اختيارى بوده اگرچه نسبت به اصل شرب اكراه تحقق داشته و آن را قطعا مكره عليه فرض